Machine transcription
صفحه ١٥
شماره ٣٢
مجلد پنجم
احترام و توقیر کوشش میکنم ( مادام لا مارشال ) که خواهشات شاهانه را بجا کنم . مگر برای اینکه خوب تر به مقصد پی برده باشم میخواهم بفهمم که در کدام شعبه مخصوص من تعلیم گرفتن میخواهید . »
کاترین : - خوب ! این مثال اینست مقبول من که در روز سه شنبه يك بال بزرگ در قصر خواهد بود ، چنین ظاهر میشود که در ایام مستبدان در بال ها رقص ( کاوت ) رواج داشته حال امپر اطور میخواهد که ما این رقص را بیاموزیم .
دیسپیر یو : مادام لا مار شال رقص کاوت يك رقص مکلفیست که آموختن آن بزودی دشوار است من خوب بیاد دارم که شرف آموختن آنرا به مادام لامارشال حاصل نموده بودم .
کاترین : - بیا که آنرا بیاز مائیم . اگر تنها امپرا طور میبود برایش میگفتم که برو ( کاوت ) را بشخص دیگری بیاموز وقتیکه پیراهن های او را اطو میکردم نمیخواست کا ( کاوت ) برقصم . مگر این له فیور است که میخواهد بیاموزم و هر چه که رفیق قدیم من خوش دارد من هم ارزو دارم . حال دقت! يك دو سه پا نشان بده که پاها یم را کجا بگذارم و چه باید بکنم ؟
در حالیکه مادام لا مارشال بيك وضعيت اشتهزا کارانه مانند شمشیر بازان ایستاده و منتظر حمله بود ، دیسپیر یو شانه های خودش را بیاس حرکت داده و آه سردی کشیده پرسید : « ایا مادام لا مار شال پیش ازین هیچ کا رقصیده اند »
- بلی بسیار وقت پیش ازین - در و وگسهال .
دیسپیر یو : - عفو بفرمائید مادام هیچ گاه این اسم را نشنیده ام ، آیا میتوانید به من بفرمائید که کدام رقص در انجا رواج بود (کورانتو) (می نوی) یا (منا کو ) ؟
- رقص فريكاسه !
دیسپیر یو - خدای من چه میشنوم این که رقص قصاره کان و گل خن جان است هیچ گاه ممکن نخواهد بود .
- بلی این دانس اولین بود که با له فیور رقصیدم در همین دانس بود که من و او یکدیگر خود را شناخته و متعاقباً ازدواج کردیم .
پرو فیسر با یک وضع بسیار مغموم سر خود را حرکت داده خود به خود گفت : من که استاد رقص مادام لادوفین بودم حال با که مقابل شده ام ! »
دیسپیر یو مادام لا مار شال را خوب بطرز وجست انداخته و کوشش می نمود که چیزی بیاموزاند که دروازه بشدت باز شد وله فیور باپو نیفورمه مکمل خود داخل گردید . احساسات اوفوق العاده بر انگیخته بنظر می آمد زیرا کلاه خودش را بدور افگنده صدا زد : « زنده باد امپراطور ! »
این را گفته و کاترین را دراغوش پر از محبت خود کشیده بوسیدن شد .
کاترین ازین وضع او متحیر شده گفت
خدای من چه خبر است ؟ له فیور ترا چه می شود ؟ »
دیسپیر یو نیز متحسس گردیده بانوک پنجه پیشرفته پرسید : « موسيو لو مارشال آیا امپرا طور مرده است ؟ »
له فیور بجواب این سوال فضول با چمکه های کلفت خودش لگد سنگینی بر حصهٔ تحتانی بدن پرو فیسر دانس نحیف نواخته درس جدیدی در فن موقع شناسی باو داد .
دیسپیر یو خود را با حتیاط تمام جمع نموده در مقابل له فیور کرنش عمیقی نموده گفت : « آیا مسیو لو مار شال فرمایشی دارند ؟ »
کاترین حرف او را قطع نموده گفت مارشال عزیزم بگو به بینم چه واقع شده است ؟ دیسپیر یو میخواست بفهمد امپرا طور مرده است یا زنده ، ولی به خیال من اینچنین یک چیز ناممکن است . »
له فیور : - بلا شبه نا ممکن است ! امپراطور مرده نه می تواند ! هیچ گاه نخواهد مرد ! ولی چیزی که من حالا شنیدم اینست که ما بزودی بسفر میرویم . »
کاترین : - رفتن ! کجا ؟
له فیور : « من نمیدانم کجا . چیزی که میدانم اینست که باید بزودی انجا برسیم خیال میکنم برلین خواهد بود ؟ - کاترین که جغرافیه دانیش از رقص ناقص تر بود پرسید : « آیابرلین دور است یا نزدیک ؟ »
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
