BrowseAnīs → page 623

Page 623

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 623 of Anīs

Machine transcription

( شماره ٢٢ ) مؤلف : له پلايه فرانسوی ( ٢٦ ) مترجم: حبیب الله ط وزی مادام سان ژین از فصل پا نز دهم ( مادام له مار شال ) در نظر له فیور و امثال او ناپليون يك سر تاجدارى بر جسد جمهوريت و انقلاب محسوب میرفت ، ولی افسوس که خود را ازى میدانند و دانسته بر حقایق چشم پوشی می نمودند . له فيور : « اعليحضرتا ! من فرمایشات شاهانه را به مادام له فيور تبلیغ خواهم نمود و وعده میکنم که مادام له فیور با و امر شاهانه من بعد اطاعت کند .» امپرا طور : « بشرطيكه بتواند ! زيرا من چيزهای نا ممکن را از کسی خواهش نه میکنم . عادت های حیات پیشین بسیار دیر می ماند . » و از قدم زدن ایستاده بر سخن خود ایزاد نمود : « چه يك دیوانگیست که شخص يك سار جن محض باشد و ازدواج کند . » بار مشلی که پسرش خیال دیگری خطور نموده باشد گفت : « ولی خود من تقريباً همین غلطی را کرده ام . او قصاره را زن کرد و من ـ همم ! خوب همیشه علاجی برای این چنین غلطی ها در طلاق موجوده است مگر .... » ماتی که میخواست این خیال را از سر خود دور کند ، دست های خود را در جیب واسکت کشمیره سفید خودش داخل کرد، قطی كوچك سياه نصوار را بر آورد، و سر آنرا باز کرده بویید . ناپلیون از نصواریات بسیار بد می برد تنها يك دفعه برای آز مودن قلیان اعلی که امپدور ترکی برای او هدیه نموده بود خواهش ظاهی ساخته بود و بعد از مشکلات زیادی کشیدن آنرا آموخت ولی بفر و بردن دود او لین که تقریباً او را خفه ساخته بود ، قلیان بدور افکنده نعره زد : « این را بجهنم برید ! آنها ئیکه میکشند و خوش دارند عجب حيوانات قديمى خواهند بود . » ازان وقت به بعد بكشيدن نصواریات هیچ گاه کوشش نه نمود . قطی نصوار خودش را در جیب نهاد و بطرف له فیور بر گشته گفت : « زن تو باید چند درسی از ( دیسپر يو ) استاد مشهور رقص بگيرد . ديسپر یو یگانه شخص است که از اوضاع دربار های قديم چيزي ميفهمد . » این استاد رقص ( ديسپريو ) يك پرو فيسور بسيار ماهر رقص و آداب و يك شخص معروفی بود با خوش وضعي و زر نگی راه خودش را در اثناي انقلاب باحتياط كامل پیموده و بسلطنت ناپلیون که مجالس عیش وعشرت سر از نو باز گردیده بود ، براي نشان دادن مهارت خودش موقع یافته هیچ يك محفل ارستو کرا تی نبود که داران جا نداشت . این ملا قات او لين او با مادام له فيور در قصر سنت كلو بود ، كه ما درسر فصل اسد کار نموديم ، و کا ترین براي پذيراي ديسپر یو بود که ساعت ده باید بر میخو است . کاترین : ـ « شما موسیو دیس پر یو هستید ؟ یقین دارم چنین خواهد بود . چه حال دارید ؟ این الفاظ را گفته و دست هاي كوچك آدم نحیف را بكمال شدت فشار نموده . پروفیسر از صمیمیت و گرم جوشي غير متر قبه مادام لا مار شال بي اختيا رانه عقب کشیده جواب داد : بلي ، منتظر اوامر مادام لا مار شال ! کاترین گنج یک میزا بر چو کي ترجیح داده نشست و گفت : « خوب ، اي ادمک خورد من ، بطرف من به بین ، امپرا طور خیال میکند که اوضاع در بارش چندان خوب نیست و میخواهد که ما همه ممتاز باشیم . پسرم ! با تو میفهمي که او از ما چه میخواهد . » دیسپر یو از لهجه بسیار از خودانه مادام لا مارشال بسكه خورده و با يك صداي لرزان جواب داد : «اعليحضرت نيكوسنجیده اند و خواهش دارند که در بار ذات شاهانه گوي سبقت را از دربار هاي گذشته بر رباید من بكمال .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 623. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/623 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/623
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record