Machine transcription
صفحه ۷ ( شماره ۲۸ )
مبارزه شمرده میشود ولیکن آنهائی
که در قسمت ثانی یعنی صحت غلبه پیدا
میکنند ؛ از آن دسته اول یعنی مرض
اختلاف دارند .
بنابر این جنك وقتی که در ردیف
ضروریات عمومی و جزء لایتجزای زندگی
قرار گرفت از وجهه عقل ومنطق مشروع
است ولی از حیث اخلاق و وجدان نامشروع
جنك در نظر فرد وانسان ـ انسان غیر
از حیوان ـ يك استحاله خوف وترسنا
کی در زندگی محسوب شده ولیکن در
عین حال جزء ضروریات قاهره نوع بشر
وحیات او شمرده میشود چه ؛ هر کس
که اوراق فتوحات را ورق بزند میبیند
ملل قوی بیشتر از سایرین باین تاج
بزرگ افتخار میکنند ، زندگی بدون
هتك كار سخت و در اصل خود مخوف و
وحشت انگیز است و برای خلاصی از
خوف و وحشت آن باید بخواهیم و برای
بقای خود سعی کنيم :
جنك مانند مرك و ناگزیر از مواجهة با
آن هستیم ؛ خیلی وحشت انگیز است ،
وجدان وضمیر زیر بار آن نمیرود ولی
چه میشود کرد این هم يك سنت طبيعی
گردیده است .
حكمت و دانش انسان هيچ يك از اين
دو قسمت یعنی مرك بي نبزده بر آن غلبه
پیدا نکرده تا از يك طرف ديگر هلﻢ او
از جنك جلو گیری کند .
كيست كه صلح را دوست نداشته باشد ؟
جنك را جز دیوانگان و درندگان کس
دیگر دوست ندارد .
شخص آرزو میکند که بطاعون مبتلا
نشود وليکن ابداً حاضر نیست که باطاعون
بمیرد ، با وجود این مدتهای مدید طاعون
در میان بشر بقتل و عام مشغول بوده حال
اگر غلبه نهائی بر طاعون پیدا شد آیا
بشر در صلح کامل و بدون وحشت خواهد
زیست .
گفتگو ندارد که اضطرار در تغذیه و
تهیه قوت اساسی هر جنگ ومبارزه محسوب
میشود عقل هر اندازه که قدرت و تسلط
بهمرساند عاجز از تخطی نگاهداشتن حس
گرسنگی و احفاء غریزه تغذیه میباشد
بطوریکه اگر يك روز از تغذيه او جلوگیری
شود با يك احساسات مؤ لمه و مرارت
انگیزی با آن مقاومت کرده و یا آنکه
عكس العمل شدیدی بروز مینماید .
و باین جهت برهر فردی فرض و واجب
گردیده که با تمام قوای خود برای این
غریزه اضطراری علاج هائی پیدا کرده
و با اندکی بردباری و تعقل راه علاج
را پیدا کند این دوای قاطع هم در
اصل تقريباً جز كار وعمل نا محدود چيز
دیگری نيست غذاء، جنك، ترقى وتعالى
تمام توابع مشترك بين تمام این عوامل
محسوب میشود ، و ممکن نیست در هیچ
وقتی از اوقات مبادی و اصول معاهدات
و قرار دادها ، نطقها و خطابه ها را تاثیری
در حوادث طبیعی باشد، جنك ها وانقلابات
در هر عصری و در هر مملکتی در راس
تمام امور کائنات قرار گرفته است .
مردم همیشه از جنگ و اثرات آن
خائف و هراسان بوده وليكن هيچوقت
هم بمحض اینکه ملاحظه کرده اند غلبه
خواهند نمود از آن خود داری نداشته
اند صلح جهان را تا شقند از منازعات
داخلی منفر وليكن در حقيقت هر قدمی
که بر میدارند از انقلابی بانقلاب دیگر
انتقال پیدا میکنند .
خنده آور است که مثلاً روشن شدن
آتش فلان انقلاب بزرگ را منسوب بتأثير
نوشتجات فلان نویسنده بزرگ بنمائیم
و بلکه حماقت ونادانی محض میباشد که
مثلاً بگوئیم ولتر ورو سو ( دو نفر از
فلاسفه و نویسندگان بزرگ قرن
هيجدهم فرانسه ) باعث انقلاب كبير
١٧٨٩ ـ ١٧٩٣ گرديدند ، در صورتیكه
هر دوی آنها در اصول و عقايد خود
متنا قس همديگر بوده اند، بين ، جسارت
اظهار نظریه که خارج از حدود دایره
نظامات زندگی باشد ننموده ، و بطوريكه
میدانیم مشار الیه یکی از آن اشخاصی
بود که مطالعات عمیقی در مدارك صحیه
خود و احصائیه های دقیقی درعادات وقوانین
و عواطفی که در عصر اخیر نسبت بنظامات
قدیمه موجود بود تدوین و مورد مطالعه
قرار داد ، و با اشكال وصور متعدده
انقلاب میتوانیم بگوئیم که انقلاب بزرگ
فرانسه از تمام مؤلفات : ر آبله مونتشن
کالون ، هولمن ، پاسکال ، کورن
مونتسكيو و حتى مولير نيز اشعه فروزانی
داشته و لیکن نمیتوان گفت که نویسندگان
مزبور آن قدرت و نفوذ عظیم را دارا
بوده اند که جامعه را تکان داده اند
این نویسندگان در جماعت ، زبان حال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
