Machine transcription
صفحه ١٥
ا شماره ١٩ ا
و مجلد پنجم )
از تعرض بازداشته است يقتها يك مصادمه
خفیفی در بين چند نفر استريا تيهـا که
بملاقات وطن خواهان زیاده تر حریص
بودند دسته را از سربازان ما واقع کرد . د
وچند عود فشنگی در بين شان فرستـاده
شده است در اول اگر چه ميخواستم
که ( سواری مدافعه ملی ) را اطلاع دهم
ولی چون دیدم که شهر در خطر است
مدافعه آن را ضرور تر دیده با همر اهان
خود میدان کار زار شتافتم واستيلدان
سواری ملی را برای موقع دیگر گذشتم
كنترل ( بل موند ) يكقدم پيشتر بر
داشته گفت :
آقای شما درین مسئله سهو بزرگی
نموده اند !
بوردیير ! رفیق عزیزم ؛ این کار
منست اگر نماینده گان حقيقي اهالی
که بعداز کمی در نجا هنوز خواهد رساند
مرا احضار کنند برای رفتار و رويه
خودم جواب خواهم گفت البته هيئت
حكومت وردن وافسرهای بزرگ آن را
محترم می شناسم و اعتماد کاملی دارم که آن
ها محت وطن خواهان وظایف خود شان
را تکمیل خواهد نمود من هم اوامر شان
را که متعلق بمعاملات داخلی ومسایل
پلیس است تعمیل خواهم نمود و از اطاعت
من وسر بازانم مطمئن باشند . . . مگر
راجع بوظیفه من بحيث يك حامی وطن يعنی
فرستادن چند عدد فشنگ بر ( پیروسیها )
من خود مجاز خواهم بود طوریکه بخواهم
رفتار کنم شما باید بر داشت کنید که
من باشما درينجا همسر ودر میدان محاربه
متحد باشم ، دشمن را دفع نموده وشهر
عزیز خود را از آنکه کوتی نجات بخشم
این الفاظ جدی در حاكم نظامی شهر اثرات
عمیقی نموده ولی باز هم خود داری کرده
جواب داد ، بهر صورت شما باید پیشتر
از اقدام بکار رای شورای ملی را میگر
فتيد بوردیاير در حاليكه دشمن در مقابل
در وازه های شهر و اهالی هم برای کشادن
در وازه ها آمده ( شـورای ملی ) بجز
اینکه قـوما ندان عسکری امر انسداد
تجاوز دشمن را دهد چاره دیگر داشت ؟
عین همین چیز است که من اجرا کرده
ام آیا غیر این او هدایت دیگری از
طرف شورای ملی صادر میشد ؟ علاوه
بر آن شما بايد مرا ملزم میدانستید که
چرا بوقت لازمه دشمن شيايك نكردم
آنهم ازین بـاعث بود که جبه خانه را
را همیندم بدست آوردم بازهم امید دارم که
همراهانم وقت از دست رفته را جیره
کرده خواهند بود ،
درین اثنا شليك مدهشی از طرف در
وازه ( بينت وكتور ) شنیده شد از
شنیدن این شليك مخوف اینکه استریا تیها
آنرا بايك بمباره مدهشی جواب خواهند
داد چند نفر جرنیل که در میدان مقابل
عمارت معلوم میشدند نیز پرا گنده شدند
نیپرك كه بورد يوري و متحير و مبهوت
مانده و هم او ضاع شريفانه و مردا نه او
او را بنهایت درجه جذب نموده بود
خانه را با گام های فراخ عبور نموده
با و خطاب کرده گفت : آقای قوماندان
علاوه برین نمیخواهم که از هویت من
بی خبر باشید من كونت ذو نييرك يا ور
جنرال ( كلير فت ) هستم بوردیپر از دیدن
شخص ملکی که خودش راعسکری معرفی
می نمود متحیر شده گفت :
عفو میخواهم ولی مجبوراً بپرسم که
چرا ما و يو نیفورمه ، ملبس نیستید .؟»
نيبرك : « من بحيث يك عسكر درينجا
نیـامده ام بلکه ایلچيستم که باپیغـام
رسمی حکومت متبوعم وارد ( وردن )
گردیده ام ،
بورد يير ! گمان میکنم که این پیغامی
که حضرت عالی باخود آووده اید مطالبه
تسلیم شهر خواهد بود ؟
نيبرك : « عين همين چيزست که فرمودید
بودرييـر يك نگاه متحسسی بطرف
مشاور ان که باطراف او بودند انداخته تمام
آنها را دید که باو چشم بچشم شـده
نميتوانند وروهای خـود را میگردانند
فهمید که اصل مطلب کجاست ! باز بطرف
كونت متوجه شده پرسید آقای كونت
آیا جوابی که برای این پیغام خود گرفته
اید کدام است دیده میتوانم ؟
كونت واهی سر خودش را بگوش
حاكم عسكر نزديك برده آهسته گفت :
اگر نيبرك همه چیز ها را بگوید این
بورپیر شیطان میتواند که بواسطه ان فلاشاتش
مارا تير باران کند !
نيبرك چون فهمید که جان این دو نفر
حاكم در خطر است بعد از قدری تفکر
جواب داد :
وقت کافی نبود که رای این آقا یون
را گرفته میتوا نستم حال چون معلوم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
