BrowseAnīs → page 274

Page 274

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 274 of Anīs

Machine transcription

صفحه ۱۵ شماره ۱۴ مجلد پنجم مؤلف له إلاتيه فرانسوی (۱۲) مادام سان ژین مترجم : حبیب الله طرزی فصل ششم ( مشروبات فروش سیزده هم ) « وقتيكه محاربه شروع شود ، تو مثل دیگر زن ها نخواهی بود كه در كنجی نشسته و بكریستن مشغول شوی ، بلكه از خط به خط دیگر حرب عبور كرده برای مدافعین وطن جرئت و رشادت میدهی و برای خسته گان از کارزار قدحی تقدیم میكنی . آه ! آن يك قدح يك مشروبات فروش در فتوحات كار بارود و فشنگ را میكند . چه يك حسیات با شرافتی ! اگر قدری از حال جوان تر می بودم فوراً در خواست میكردم مرا اجازه همراهی الازار بدهند ... ولی افسوس كه توان كافی برای این اقدام در من موجود نیست . مگر حیرانم كه حال این طفل بیچاره در وسط اردو گاه که گله ها تگرگ آسا میریزد چه خواهد بود ؟ » كاترین : « ازین باعث پریشانی بخاطر راه ندهید . من به حيث يك مشروبات فروش حق نگاه داشتن يك اسپ و كالسكه را دارم . هر دوی آنرا هم از فروختن اثاثیۀ دوكان خودم تهیه كرده ام این بچه گک در كاروان ما بهترین راحت را خواهد داشت و از پسر ژنرال زیاد تر حمایه و پرستاری خواهد دید ! » درین اثنا لازار و رفیقش بر گشتند ولی نه به وضعیتی كه رفته بودند ، بلكه هوش با چهره یی رنگ و سری با دستمال خون آلود بسته در حالیكه بر بازوی له فیور خود را آویخته بود بدكان داخل شد مادر هوش بدیدن پسر خواندۀ خودش نعره زد : « آه ، خدای من ـ او را زخمی می بینم ! كجا بودی ؟ یكبار ترا كشتند ؟ لیوتنان له فیور چرا گذاشتی پسرم را زخم زدند ؟ » هوش خنده كنان گفت : « مادر جان له فیور را متهم نساز ! در کار بی اهمیتی كه قابل تذكر نیست او شاهد من بوده است . این زخم چیزی نیست ـ يك زخم خفیف است كه مرا از خوردن طعام هم باز نخواهد داشت .» در اثنائيكه كاپیتان جاك بزرگ پیشانیش را كه ( زخم خفیف ) می نامید می شست له فیور به كاترین فهماند كه باعث این حادثه خود او بوده است . مشروبات فروش از حیرت نعره زد من و باعث زخمی شدن لازار ؟ مجالم هذیان میگوئی ! له فیور : « هذیان نمی گویم ، بلكه حقیقت میگویم . این ( دو پلیلو ) را با شخصی كرد كه او تكرار میكرد كه تو در دهم اگست استرپائی را در اطاق پنهان كرده بودی » . كاترین : « آه عفریت ! كجا است آن بد بخت كه او را پارچه كنم ! ای كاش باو رسیده بتوانم ! » . له فیور : « در خسته خانه با يك سوراخ اعلي از دست لا زار افتاده است که به شش ماه هم بر نخواهد گشت ! وقتيكه بر گردد من او را استقبال خواهم كرد ! » لا زار : « رفیقم له فیور من و تو برای كارهای خود مان استعمال ابتری خواهیم یافت ، برای او همین قدر كافی است وطن در خطره و تهلكه و به جمیع قوت وقدرت ما محتاج است بیا كه از همه این رنجش های باطنی و شخصی بر كنار آئیم این بد آباد ، زن دوست مرا تحقیر كردن خواست ومن هم درس عبرتی باو دادم . » مادر هوش : « مگر تو با این چه خواهی كرد ؟ » . لا زار بر میز اول نشسته جواب داد : « باو این زخم اهمیتی ندارد . از حال خشك شدۀ است . این را گفته و پارچه ئی که جبینش بدان بسته بود بر داشت و به خوردن نهار مشغول گردید . این زخم بود كه بعد ازان تاریخ علامه فارقه فاتح ( سامبر او ( موت ) شده ماند . فصل هفتم ( بلیات ) « در این جا نخواهند ایستاد ... آنجا چنانچه من گفتم آیا شنیدی كه پوسته چی گستاخ در حین گذشتن ازین جا تا زبانه خودش را بطور استهزا بطرف ما حركت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 274. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/274 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/274
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record