BrowseAnīs → page 275

Page 275

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 275 of Anīs

Machine transcription

داد ؟ » « مسافرین کم شده میروند ! » کسی ! که پنککی را هم ندیدم . این شخص هم در مهمان خانه « شیر طلائی » خواهد ماند . » این بود سوال وجوابیکه در بین صاحب مهمان خانه « اسپ سفید » و خانمش ، که منتظر ورود مهمان ها در مقابل در وازه هوتل خود ایستاده بودند ، واقع گردید چون همه مسافرین از آنها گذشتند و کسی در مقابل آنها نایستاده هر دوي شان آه سردي بر آورده خاموش ماندند . کالسکه آخر ينيکه به تيزي گذشت وصاحب مهمان خانه « اسپ سفید » را مایوس گذاشته بود ، بشام روز دهم اگست از پاریس روانه شده بود . اغلباً این کالسکه آخـــــرين بود کـــه از « قرا نطيين » اطراف پاریس عبور نموده بود ، زیرا در شب ۹ اگست بعد از آنکه وطن خواهان تصميم گرفته بودند که علی الصباح بر ( تويلري ) هجوم ببرند ، حکمی صادر شده بودکه هیچ کس را مجال خروج ودخول پاریس نبود . ( بارون لوندال ) ازین حکم بواسطه دوستان خودش اطلاع یافته عروسی خودش را با ماد موازل بلانش معلق گذاشته تهیه مسافرت خودش را به تعجیل نموده است. چون مستاجر عمومي محصولات دولت بود نه می خواست که گریبان خودش را بدست نماینده گان حقيقي ملت بدهد . بنابران درشکه چاپاری را کرایه نموده باهم کاره خودش موسوم به ( لیو نارد ) از پاریس آمده است . برای اینکه از پاریس ومضافات آن به بسیار سرعت عبور کرده باشد تمام شب را در حرکت بود ، هيچ جا راحت نکرده تا آنکه عراده های در شکه بر سنگ بست جاده ( كير بي لـ آن ـ ولواه ) به تهنيت سپیده صبح با ولر شده ، بارون برای اینکه نسیم فرحت بخش سحری را استشمام کرده باشد سر خودش را از دریچه در شکه بر آورد . چون اسپ ها کاملاً از حال رفته وقابل حرکت نبودند ، بارون از وقت استفاده کرده حکم اطراق را در هوتل ( دو لا پست ) داد تا از انجا يك زوج اسپ جدید تر تدارك نمایند . بعد از روزی که لوئی شانزده هم قصد فرار را کرده در ده ( وارين ) باز داشته شده بود عبور در شکه های چاپار در هر قصبه موجب اجتماع بیکاران که هر کدام شان بفكر گرفتار كردن يك زمي مدار مستبد بودند ، مي شــــد . از کمال رسائی طالع بارون حینکه کالسکه چاپار او در ( كريپي ) داخل می شد ، وطن پرستان هنوز خواب و بیکاران از خمار شب سرگران بودند . در اثنای که بارون در مقابل کاسه شو کولات جوشان که صاحب هوتل برايش مهیا کرده بود می نشست لیو نارد ملازمش در يك گوشة استقبل جا گرفته در مقابل فانوس روشن مکتوبی که ماد موازل دولا وان بادر مدد ( لوئی ) بقسم رشوه باو داده بود زیرورو میکرد . هنگام کيده بلانش که باید مکتوب را به بارون بعد از عبور فرانعاین بدهد و هم افراد در ( لوئی ) رشوه دل چسپی او را در محتویات مکتوب زیاده ساخت و به خیال اینکه فهمیدن اسرار این مکتوب برای او نافع خواهد شد ، اراده نمود که آنرا باز کرده به خواند چنانچه تیغ چاقوی خودش را بشعله فانوس حرارت داده لاك لفافه را بکمال سهولت برداشت و به خواندن سطور ذيل كامياب گردید : ـ « آقای بارون ! ناملایم ترین ومہیب وقا يعیکه بعد ازين بظهور میرسد ، فریب نخورده باشید ، فریفته خودم میدانم که اقرار درد ناکت ذیل را بنمایم : شما رضاي پدرم را در عروسی که اغلباً دران سعادت ومحبت توقع دارید حاصل کرده اید ، ولي از ازدواج من يكي انرا هم تصاحب نخواهید کرد ! قلب من، من شما انراشخص ديگري است و محبت او را او مالک گردیده ! این محبت را معذشته که در خور آن است به من داده . در دنیا هيچ قوه وقدرتي مرا نسبت به پدر فرزندم بي وفا ثابت کرده نه مي تواند . ( باقی دارد : ) ( مطبعه انیس )

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 275. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/275 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/275
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record