Machine transcription
مسائل هر روزه ۸۰
عبرت اینست که اگر کسی بر شاگردان خود پیچ ببندد از آن
چاره نباشد باید که متوازی یک خط پیچ ببندد تا این خیال
بادل طلبه جاگزین نشود که معلم غیر متطابق و بی انصافت *
دیگر امثله . یک مکتب صرف نحو در یک شهر بزرگ بد و
بازار بسیار پر غوغا و با رونق واقع است حتی اگر دریچه ها هم
بسته شود صدا های سم ها، گادی ها و آواز های گادی و آنها
و پیاده ها شنیده میشود بالخاصه در جماعت ششم این غوغا
بتمام ها میرسد . معلم این جماعت عادتاً پشت میزش نشسته
سبق میدهد - بچه ها در آخر اطاق اکثراً نمی شنوند
و اگر دست های خود را بالا میکنند و طور علامه که
آنها نفهمیدند - او میگوید که شما بی توجه هستید و پیش جماعت
تمسخر شان مینماید - آنها مجبور میشوند که دست خود را بالا نکنند
بلکه باین نایل میشوند که سعی شنیدن سبق هم ننمایند نتیجه آن بچه ها
اکثراً غلطی میکنند فقط ازین سبب که الفاظ را نمی شنوند - پس
بر غلطی های شان عتاب نازل میشود *
یک دیگر مثال - یک معلمیکه از سالهای زیاد تدریس
میکند در عادی افتاده است که بافتتاح مکتب هر سال سه چهار
روز امتحانات بگیرد-این امتحانات را سخت می سازد زیرا او میگوید که نمیخواهم در
جماعت من بچه های بی مغز باشند *
معلم پر دردسر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
