BrowseSirāj al-akhbār → page 646

Page 646

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 646 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحیفه ۱۵ سال دوم شماره ١٦ سخنان هر رقم ( قیمت بوسه فروشی ) ارزان گمان نکنید ! ... قیمت بوسه بسیار بالا شده است . على الخصوص در امریکا درین اواخر قیمت این حرکتی که از پیش آمدن دو لب بريك دیگر تشکیل یافته و نام آنرا ( بوسه ) نهاده اند و شاعرها در انبیاب طوفانها کرده اند تا به چار پنجهزار دولار رسیده است . اما به بینید که چسان ؟ دو سه سال پیش ازین در شهر نیورک امریکا از طرف يك جمعیت خیرات ومبرات يك بازی تیاتر ترتیب میشود که هر قدر و جهی که ازان تماشا حاصل شود بفقرا و محتاجین تقسیم گردد . بواسطه این بازی پیشه بسیاری جمع می آید ولی یکی از ( آقتریس ) ها یعنی زنان رقاصه بازیگر تیاتر که در حسن و جمال و رعنایی و جوانی ممتازه بود برای افزونی حاصلات ، و حاصل کردن ثواب در راه خیرات ومبرات يك چاره دیگری می اندیشد و هماندم به اجرا کردن این تصور خود آغاز میکند ، و يك اعلان بوسه فروختن خود را ترتیب داده ، وقیمت بوسه خود را برای هر صنف اشخاص جدا جدا نوشته در بازیگاه می آویزد که آن ازینقرار است : از کسانیکه تا به ۱۹ سال عمر داشته باشند برای يك بوسه ( ۹ پنس ) گرفته میشود . از ۱۹ ساله تا به ۲۵ ساله ( ۱ شلین ) از شاگردان دار الفنون ( ٣ شلين ) از ۳۵ ساله تا به ٤٠ ساله ( ٤ شلين ) از مردان پیر خود ده سال ( ٥ شلين ) از رئیسهای تیاتر ها ( ۸ شلين ) از ملیونرها یعنی کردریتی ها ( ۳۰ شلین ) از آفتورها یعنی مردان بازیگر تیاتر ( ٦ شلین ) به اخبار والا ها ( مفت و رایگان ) این آفتریس نو جوان با حسن و آن مجردی که این اعلان بوسه فروشی را می آویزد در میان چار پنج ساعت یکمدتی جمع و میزان حاصلات جمع آمده گی قیمت بوسه آن نازنین به چار پنجهزار دولار میرسد ، مبلغ مذکور را بتمامها خود جناب بوسه فروش در دسیال خود انداخته به دایره تقسیم کردن امانه فقرا و محتاجین شهر نيورك برده تسلیم میکند ، ولی چون اینخیر بدیگر جمعیتهای خیراتها و مبراتها میرسد از طرف آنها نیز جناب آفتریس بوسه فروش رجانامه ها تقدیم میشود که برای آنها نیز همچنین يك بازار بوسه فروشی را باز نماید . آبادخساره جناب آفتریس نثارده باشد .... - راج الاخبار افغانیه در انجا از سه چار ساعت متمادیاً آتش افروخته شده ... زنی که آمدنی بود به امتحان مادام مقابله نکرد تنها بر بازوی موسیونی که ( روبر ) او را نام گرفته بود تکیه زده برزینه بالا برامد ، و رهبری مادام آنغو داخل اتاق شده و در پیش بخاری نشسته هماندم پایهای نازك و لطیف خود را به آتش به کرم کردن آغاز نهاد . روی زن بايك دسمال نقاب کلفتی مستور بود . لباس فراخی که در برداشت اگر چه شکم داری زیرا از نظر ناواقفان این آن پنهان میداشت ولی مانند مادام آنغو يك کاریگر این کار بیک نظر دانست که زن هم شکم دار است و هم آخر ترین پیام شکم داریش هست . اما مادام آنغو ازین هم به تعجب افتاد که این زن از چنان زنهای وجود دار تنو مندی نی بلکه نازك بنيه وريزه بيزه يك رنگیت . لهذا از زن پرسید که : آیا تا به ایندم مادام چیزی زحمت کشیده اند ؟ زن اگرچه جواب نداد ، ولی موسیو گفت : بلی يك کمی بیشتر که در عرابه می آمدیم بسیار درد و اضطراب کشید حتی بدرجه رسید که ترسیدم مبادا در خرابه بزاید . مادام آنغو حالا مادام مهربانی کرده سوالهای مرا بدرستی جواب بدهند تا بدانم که وقت زائیدن نزدیکست یا دور ؟ مادام حامله اگرچه جوابدادن سوالهای شما آسانست ولی در پیش روبرو گفتن آن نمیشود . رجا میکنم روبر : يك كمی بیرون برائید و مارا تنها بگذارید . روبر به این امر اطاعت کرده بیرون بر آمد . اما در وقت بر آمدن شانه های خود را بموضع تحقیر آمیزی از بالا کردن فروداری نکرد که يك چشم تیزیی معانی غدر و خیانت را ازان آشکار میخواند . زن حامله که نامش از زبان مرد ( هارییت ) شنیده شد چون با دایه تنها ماند دسمال نقاب خود را برداشته بسوالهای دایه جوابدادن گرفت . باقی دارد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 646. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/646 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/646
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record