Machine transcription
صحیفه ۱۲ سال دوم شماره ١٦
یعنی مدیر او که سریاست علم و عقل
وز فضل و هوش دفتر و دیوان دانش است
روزوشب است دست گرمیان وی سخن
بسیار کاردان و سخندان دانش است
بس کن ادای وصف چنین ذات از توکی
آید که بحر علم و خردکان دانش است
دست دعا برآر که یارب مدام دار
این شاه خیر خواه که کیوان دانش است
( عبدالهادی )
( اخلاقیات )
( آداب حضرت پیغمبری )
( عيناً ترجمه از (کثر الحکم) - او )
پیامبر ذیشان ما حضرت « محمد صلى الله عليه وسلم » ما فوق دایرهٔ تصور مؤدب و موقر بودند . به نهایت فصاحت و ملاحت تکلم میفرمودند . تا ضرورت نمی افتاد تکلم نمیفرمودند . از سخن گفتن بیفایده به آخر درجه احتراز میفرمودند . کلام را بصورت بسیار نازکانه ابتدا ، وبطرز بسیار ملایمانه ختام میدادند . و به کلام بسیار کم مقصد بسیار افزونی را میفهمانیدند . آنقدر صاف و واضح تعبیرات استعمال میفرمودند که شنونده گان آن در فهمیدن و محافظه کردن آن مشکلات و زحمت نمیکشیدند . خندیدن شان عبارت از یک تبسمی بود . تواضع را بمرتبهٔ قصوی رسانیده بودند . سخن هیچ کس را بریده بسخن آغاز نمیفرمودند ، و چون با شخصی مصالحه میکردند تا او دست خود را نمیکشید دست مبارک شانرا نمیکشیدند . هر فقیری که ذات رسالتبناهی شارا بطعام دعوت میکرد اجابت میفرمودند . اگر خواهش طعام نمیداشتند تناول نمیفرمودند . چون بطعام آغاز میفرمودند « بسم الله الرحمن الرحيم » گفته بدست راست و با سه انگشت میخوردند . و بعد از طعام از حمد و شکر هیچوقت فارغ نمیشدند . احتیاج هیچ محتاج را رد نمیفرمودند مهم دیگرانرا بر مهم خودشان دايما تقدیم میفرمودند . هیچوقت طالب انتقام نبودند . در راه حق بذل وجود ، و در امور دين تحديد حدود میفرمودند . خوب را خوب میدانستند و به تقویت خوبی کوشش میفرمودند . بدرا بد میدانستند ، و ازان خیلی احتراز میفرمودند . با خلق مدارا وتلطف نشان میدادند . با امت خودشان بصورت مشفقانه معامله میفرمودند . لسان مبارک را از فحش ، وغیبت ، و بهتان و دیگر نقایص محافظه میکردند . بزرگانرا محترم میشناختند . واهل تقوا را تعظیم ، و کوچکان را دایما شایان مرحمت میدیدند . سر هیچکس را فاش نمیکردند . اهل تقصیر را سرزنش و خدمتکارانرا بشدت خطاب نمیفرمودند ، و یکجا با آنها طعام میخوردند . شیرین زبان ، خنده رو ، دايم التفكر ، كثير الحزن بودند . حيا وشرم شان زیاده و رعایت شان به آداب مجلس فوق العاده بود . بسيار وقتها سکوت میفرمودند و در اکثر ایام روزه دار میبودند . شب ها را بعبادت مخفی خالق و روزها را به صحبت علنی خلق پسر می آوردند . بیمارانرا عیادت و به ادا کردن قرض مردگان همت میفرمودند . بیکاری و بطالت را هیچ دوست نداشتند . حتی در خانهٔ سعادت شان در امور خانه به اهل بیت خود معاونت میفرمودند . سخاوت مجسمه بودند . از بخل ، حقد ، حسد ، حرص ، مکر ، عجب ، كبر ، ريا ، وسمعه كلياً بری بودند .
صلى الله عليه واله وسلم ( از ترکی بفارسی ترجمه شده است )
ادبیات
( غزل )
( رشوت )
رشوت بود آن ماده و میکروپ مظالم
گردهشت آن لرزه بیفتد به عوالم
رشوت چه بو دراشی و آن سرمنشیش کیست
ناحق کن حق گشته به این جمله مکالم
رشوت درم و مال چه جنسی وجه نقدی
راشی بود آن کس که بدادن شده عالم
شد مرتشی گیرنده رشوت که کند زود
حق باطل وباطل كندت حق بمظالم
از حق چه قدر فرق بود تا عدم حق
این است که رشوت دهد این علم بظالم
ظلم است بمعنای حقیقی همه رشوت
عدل است که از رشوت ظلم آمده سالم
( محمود ) گذر از سخن رشوت منحوس
رشوت بسر راه ضلالت سلالم (۱)
( غزل )
ای مسلمانان بود وقت مدد کاری هنوز
هست ما را يك بدیگر فرصت یاری هنوز
چشم بهبود است اگر مرهم نهید از اتفاق
نیست زخم روم و ایران آنقدر کاری هنوز
چارهٔ این کار باید ساختن پیش از وقوع
نیست از بهر خدا چون وقت ناچاری هنوز
(۱) سلالم جمع سلم است که بمعنی نرد بانهاست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
