Machine transcription
صفحه ۱۰
نمبر ۳
علم و ثروت ملک
ما بعد از نمبر دوم
درمیان قیمت
هر چیزیکه فایده داشته باشد، و یک شخصی آنرا
بکوشش خود بوجود آورده مالک و متصرف
آن گردد، و آن را قابل آن سازد که بان
یک چیز فایده مند دیگر بتواند بگیرد و در آن
وقت آن چیز یک حیثیت دیگر پیدا میکند
که آن را ( قیمت ) میگویند . لہذا
( قیمت ) یک چیزیست که از مبادله اشیاء
فائده مند بوجود می آید . پس معلوم میشود
که چیزیکه فائده داشته باشد ممکن نیست که قیمت
درختان قد و خم شده و اسیر که تا اس خاوری را به خوانا
مخالف آهنگ رنگارنگ بید و گره شان مبارک باد
میگویند. پروانه های ، عنوان شوخ و شنگ ،
بال افشان شوق و شادی شده از پیاله های
برگ های لطیفه گلها یاده شبنم شاداب را مانند
صبوحی شان بزم الفت به میکشند! در حیوانات
و نباتات ، حتی در جمادات نیز یک یک حیات
و نشاط و ذوق طی حکم فرما میگردد .
سبحان الله ! بوقت غروب این
مخلوق بدیع بعکس طلوع آن کا ئنات را یک
حزن فراقيه بسیار غریبانه استیلا میکند .
پرنده گان ، چرنده گان ، انسان، حیوان هم
بخانه ها و آشیانه های خود میخرند، گل و سبزه ها
یک حال خواب آلودگی را پیدا میکنند :
گو یا همه اشیای کائنات بیک زبان حزن بیانی
به این بیت مترنم میشوند :
ز رفتن تو من از عمر بی نصیب شدم
سفر تو کردی و من در وطن غریب شدم
این است شام غریبان
فاجعه ها با ایران
مولفش زبان فرانسوی | مترجمش از ترکی به فارسی
ف و یه دو مونت تین | محمود طرزی
ما بعد از نمبر دوم
و بهیچ یک آدم بذر و روشنی بر خورده نمیشود .
اما پیش از چهل چهل و پنج سال حال این محله
با این حال حالاتی او بیچ قیاس قبول نمیکرد . دران
تاریخ کوچه های تنگ و تاریک این محله در تابستان
از گرد و خاک و در زمستان از گل و لای گذشته نمی شد
و با یک چراغهای تیلی پر دود و غیره کمتری روشن شده
بود. خانه های شبهه ناک دو طرفه کوچه ند کو روعده
گاه ملاقات بعضی او باش با بود .
در میان این عمارت های دو طرفه محله مذکور و یک
عمارت دو قاته موجود بود که در طرز بنا از خانه ای
دیگر چندان فرقی نداشت . ولی رنگ و روغن جهنه
عمارت مذکور که بطرف کوچه است از هر هر طرف
ریخته دیگ رنگ ابرشی پیدا کرده بود. بر پنجره ها و
رو زنهای خانه مذکور که بسوی بازار باز می شد
پرده ها می رنگا رنگ غیر منظم که از لیلا مهای مختلف
خریده شدن آنها معلوم می شد. آویخته شده بود .
صاحب اینخانه ( وینیو ) نام داشت که بلقب
( سیم چار لا یه ) معروف بود در طبقه زیر ترین خانه یک
دکان قهوه خانه مانند کوچکی با ز کرده بود که مشتریهای آن اکثر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
