BrowseSirāj al-akhbār → page 398

Page 398

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 398 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

شماره ۱۳ سر رشته مقالی پیدا شده موجب ازدیاد مخالفت و مباغضت گردید که ما ازین چیزها خبر نبودیم . و بواسطه این خبر خبر شدیم . و هزاران تأسف نمودیم . لهذا بکمال حدیث و حقیقت میگویم که مقصد ما از نشر این حوادث هيچ يك غرض شخصی و یا طرفداری و غیر طرفداری نبود . و قبل از خبر مذکوری که نامه نگار ما خبر داده بود نام این شخصی را هم نشنیده بودیم و نه از که بودن او خبر داشتیم که کیست و چه کاره است. مقصد ما از نشر این خبر همانا جهت تعلق او به افغانستان بود و چون هر خبری که ازین نقطه نظر بنظر برخورد نشر واشاعه آنرا برای اطلاع هموطنان خود وظیفه میشماریم از انرو در اشاعه آن يك مخدوری نديديم . به اینهم میدانیم که نامه نگار مایک شخصی لا عرض ولا تعلقيت که اینقدر يك سمن دور و دراز سياحه نامه آسانی را بی يك حقیقت معلومی از خود ترا شیده نمیتواند ، هیچ شبه نیست که وقوعات همچنین است که او نوشته ، وسراج الاخبار افغانیه آنرا در شماره بیست و سوم سال اول خود نشر کرده است. ما در مخصوص شخصیات را هیچ نمیشناسیم. چشم و گوش دل و هوش ما بسوى احوال عمومية اسلاميه متوجه است. ول هزار افسوس که همه ما از اتفاق و معاونت و جمعیت و ترق دم میزنیم، و هیچ اثری از پنچیزها در مادیده نمیشود، و عجز [بیخ کی؟] هیچ ثمری از یکدیگر خود نمی بینیم . حقیقت همین بود که نوشتیم باقی برای خود و همه اخوان دین خود که در شرق اند دگر در غرب هدایت و توفیق را از درگاه ذات اقدس حضرت هادی مطلق جل وعلا نیاز میکنیم . انسانها اول چون بصنعت بافنده گی آغاز کردند اگر ممکن شدی که یک باره قماش نخستین آن بافنده گی را در بنوقت میدیدیم قابل پوشیدن نی بلکه لایق فرش زیر پا انداختن هم نمی یافتیم . هم چه حاجت یکبار چون بسوی قماش ( كوسى ) سابق ملك خودما ، و کشمیره های راهدار و جار خانه که درین وقتها در وطن عزیز ما ساخته میشود نظر کنیم یک فکر اجمالی حاصل کرده میتوانم. این است که شعر نیز از حال اولی خود تا به انبوقتهایی تبدلات گونا گون دیده کسب لطافت کرده است. اشعار يونان قديم ، وفرس قديم، وغرب قديم، وهند قديم را چون بشنوید و بازیکبار آر با شعار بیدل و سايب وكليم مقایسه نمائید محیرت می افتید . گویند اول شعریکه در فارسی گفته شده این مصرع بوده است. مغلطان غلطان همیرود قالب گو ، که گویا (بهرام گور) بیکبازی که غالبا مانند ( كلف) یك چیزی بوده باشد بازی میکرده است . وقتی که توپش در خانه مخالف داخل شده از بسیاری فرحت بی اختیار همین مصرع را بر زبان رانده است. و بعد از ان حکما و ادبای آن عمر دران غور و خوض کرده شعر ایجاد شده است. این یک روایتیست که اصل و اساس آن مجهول است. فکر ناقصانه خود ما چنین می آید که شعر و موسیقی از آغاز خلقت بشر با بشریت توام آمده است. زیرا هیچ ملتی از ملل بشر را نمی بینیم که بی شعر و موسیقی باشند. و چون موضوع شعر توام طبیعت است از وقتی که بشر درین عوالم قدم نهاده است با شعر یکجا محشور شده آمده است . شعر و موسیقی یک چیزیست که بر حیات تاثیر اجرا میکند. هر انقدر که حیات انسان کسب دقت و لطافت کرده شعر نیز همانقدر ژاكها ورقها تخرّج داده، مثلا دهن محبوبه را اول بدهن دوات تشبیه دادند. باز آنرا لزج و غلیظ یافته چشمه آب بقا گفتند، اما فراخی و همیشه جاری بودن آن بعضی دهنهای لغام شده آبدهی جاری را بخاطر آورده از انهم صرف نظر شد . باز غنچه های کلها را در خوشبوی و لطافت و شکل و قیافت تشبیه تام یافته غنچه دون گفتند. ولی چون خوب غور کردند مشابهت تامه در ما بین دهن افقی و غنچه عمودی نیافته نقطه گفتند. باز آنرا هم قابل به تطبیق تقسیم نیافته هیچ گفتند و السلام. ادبیات شعر - و - فن ( شعر ) یکی از ارکان مهمه بسیار معتنابهای مفخرت نمای علوم ادبیه شمرده میشود. شعر، کلامیست موزون ومقفا که موضوع آن عوالم طبیعت است. مثلا ابشارها چمنزارها كلها. بلبلها ، باده ها ، نشئه‌ها على الخصوص حسن و جمال طائفه لطيفه بنات حوا که بهترین آثار صنع خالق بیهمتاست سرمایه های دکاکین مضامین شعر شمرده میشوند و کارخانه که شعر در ان ساخته میشود ( قوه مصوره ) است که استادکار ( تخيل ) بقوت ماشین ( تفکر ) آنرا بهزاران پیچ و تاب در ان کارخانه غرایب کاشانه را رونق و زینت داده برنگ رنگ ، و گونه گونه اشکال و الوان در بازار جواهر فروشی سخن بیرون میبرآرد . آن دها را هیچ گفتم بارشد در پیچ و تاب از غضب گفتا چه گفتی باز گو گفتم که هیچ این محور عاجز فطرتاً شاعر و بشاعر زادگي افتخار دارد و یکی از تعظیم و تکریم کنندگان شعر خود را می شمارد . دواوین استادان را حرز جان میداند . ولی هر قدر شعر کج محی که گفته توانسته است جهت های فنی ، اخلاقی و طنبی آنرا زمین اتخاذ کرده است. چه عیب دارد : آیا موضوع شعر عوالم طبیعیه نیست پس چه از کل و بلبل بگوی و چه از زغال سنگ هر دو شامل همان عوالم يك آهنگ است و بس ؟

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 398. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/398 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/398
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record