BrowseSirāj al-akhbār → page 288

Page 288

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 288 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

نمبر ۲۰ صفحه ۱۵ جهت دیدن این رقص با خود برده بودم آن هم تقسیم میکند که در برای رقص که در قابل اعتراض خوبی نیست - پریزیدنت در استکهلم یائی با شهر سویچ مو پروفسیر ترس در شهادت خود زیاد تر گل افشانی کرده میفرماید من که خوش میشوم که میس دیلانی بجای اینکه اشخاص مخصوص را بهر اندوختن گرداند در مجمع عوام روبروی مردم عام حالات خود را اشکارا کنید چراکه این ترقی تہذیب انسانی جهت امور صحت عطا خواهد بود است که را کردن حسن و جمال جسم انسانی در تهذیب رفته نمی آید الغرض القدیر زده و موثر شهادت پیش کرده شد که بچاره افسران پولیس را نسبت بچاپاکرون میس دیلانی عرق انفعال بر چهره آن - پیر اهل جمهوری یعنی بیشتر ان عدالت فیصلہ نمودند که میس دیلانی در رقص خود گویا ضخامت یک اعلی فن و ایجاد می آرد این عقد که این فعل فعلات اصول اخلاق عامه بود لغو و بی بنیاد است - حالا امید است که میس و میلانی به بسیار بی باکی و بی تکلفی و آزادی و بفخروناز این رقص عریانی خود را به نظر عوام جلوه خواهد داده و کاری خیال مزاحمت بر دل افسران پولیس عبور نخواهد کرد لاحظه فرمایند اهل یوروپ را که جهت اصول اغراض ومقاصد خود اصل مسئلہ تہذیب را چه سان بر طاق نسیان گذاشته تا کجا پاس ناموسی و ننگ را دارند [ امضا ] ( خاک بوسید احمد شاه ) ادبيات منزل حامد انرا هجو اسیزم میخورد ناره حسد آتش سوزنده بر کشید یا بر سینه حسد می نمائی تا کی ای دشمن ارم و کمال زیر برگشتی تمریر دل خود را ماجراے حسد میکنی پنهان تو شمس علم را زیر حجاب کار دارد علم بستی میکنی کار ستم حسد با زبان کفر گوئی جهل است و نفاق میکنی فخر و چه فخر ماند می تو با ر همه حسد بهر حامد شد جزا نار حجیم پر غضب درد دنیا را یا آتش بود یا زحمت حسد حامد این این سراج نور پاش علم و فن سوخت در ناوک تا شد گرفتار جفت حسد تا زانوار (سراج ملت و دین) نور پاش گشت این اخبار رها در محمود و با گشت رصد مقطع شکسته — آه مرا تنها گذاشت ها ! ... متروکم نمود ها ! ... تنها بسر خود خواهم مرد ها ! .... زن بیچاره در تاریکی دست پالک کرده بستر خود را پیدا نمود و بی اختیارانه خود را بر ان پرتاب کرده اما سرش برتختگاه برابر نیامده بر تخته بستر بشدت مصادمه نموده از شدت درد هماندم بیهوش شده از خود در گذشت فلو تیلد تا بساعت سه بچه صبح در همین حال از اشتمال بیهوش افتاده مانده بود. اما یک ساعت و حرکت ناگهانی که در اوتاق پیدا شد باعث بهوش آمدنش گشت . زیرا در تاریکی شب دید که یکی آمده دروازه را باز کرده و در اوتاق در آمده با کمال احتیاط دروازه را بند نمود ۰ قلو تیله از این زیارت ناگهانی ترسیده و از بستر بر داشته پرسید که : — کیستی که به اوتاق درآمدی ؟ خونتران — ( با یک صدای جر و خشن ) منم... اما از برای خدا خاموش شو ... — ۳ — قلو تیله با وجود این رجا و یا آنکه بنا بر این امر شوهر خود [ باقی دارد ]

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 288. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/288 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/288
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record