Machine transcription
صفحه ۱۲
نمبر ۱۶
پشتی بر سنگی اگر یک کیف آبی در مطره خود داشته باشد، یا یک لقمه نانی در بکس خود داشته باشد، از رفیق بمرگ نزدیک خود دریغ نکردن، در راه رهایی دادن جان رفیق، بدرجه فدا ساختن جان خود کوشیدن، رفیق زخمی خود را تا میتواند برای دشمن نگذاشتن، و بدرجه که از دستش بیاید بر هم او معاونت رسانیدن، و فقیه حرکات بی نظام و قانون رفیق خود را به بیند نصیحت و یاد آوری کردن، به برادران عسکری خود شیرین زبانی و کشاده روئی پیش آمدن، تا که از دستش بیاید بهر رفیق خود کار و خدمت کردن، هر چه که باشد با رفیقان خود جنگ نکردن، کفر و فحش را هیچوقت بر زبان نیز اندن، هر نفری عسکری یار و غمخوار خود شناختن و خود را بدل آنها و آنها را بدل خود جا کردن، کوشش ورزیدن، و بهیچصورت بسخان کلفت و لخلط اگرچه بطور لطیفه و مزاح هم باشد رفیق خود را فقیر و آزار ندادن، از جمله فریضها خوش گذرانی بیجا این هم از نشانه های بزرگ خوش گذرانیست که نظریهای پیشینیان که تعلیم و تربیه و آداب عسکر برآمیدانند به نظریهائی که نو داخل صنف عسکری میشود از اخلاص دل تعلیم و تربیه و آداب عسکر بیاموزانند، و خواه در خانه و خواه در خارج خدمت تا بدرجه که از دست شان بیاید به آنها معاونت و درسا می گفته. خلاصه کلام: رفاقت و برادری عسکری، درین شش گذرانی بر سه اساس بنا یافته که یکی (حسن معامله) یعنی بخوبی با هم معامله کردن، دوم (ایقاظ) یعنی همدیگر خود را بیدار و هوشیار ساختن، سوم (معاونت) یعنی با همدیگر مدد گاری کردن میباشد. بر عسکری که درین فریضه ها قصور روا دارد جزا های شدید گرفته می آید. این است که این (وظایف عسکری) شش فریضه آنرا برای استفاده برادر این نظامی خود از (المانان عسکری) اردو نامی دولت علیه عثمانیه به ترجمه و تحریر پرداخته درج روز نامه مبارکه خود نمودیم. انشاء الله بعد ازین از دیگر مواد (عسکری) که موجب استفاده شد و عرض خدمت قلب خواهیم نمود. و این محرر عاجز از افسران با غیرت و شجاعت صنف عسکری اردو باشی دولت متبوعه مقدسه خود امید واریم که مقالات عسکریه ما را بخور و دقت مطالعه فرمایند، و آنها را در کتابچه های مخصوصی بیرون نویس نموده و حفظ نمایند، و وقت به وقت بجهت گولها اسباب رغبت و سودمند عسکری بدست و مشقت بدست خواهند آورد، و اگر بقیه مواد عسکریه را در اوقات فراغت در چونیهای خودشان بصورت درس به افراد عسکریه بخوانند از فایده خالی نخواهد بود. سر محرر ها جز وعده میکنند که انشاء الله هیچیک نسخه از روز نامه مبارکه خود را از تحریرات مواد عسکریه خالی نگذارد. مکافات آن تنها با حسن توجه و عمل فرمودن برادران عسکری ماست که بیک جهان مقابله میکنند. و من الله التوفيق
فاجعه ها پاریس
ما بعد از نمبر ۱
بر زمین زانوی تضرع و نیاز بنهاده و بیک مناجات دوره درازی بدرگاه قاضی الحاجات بپرداخت. از سیمای لطیف این زن که غمهای دنیا تری و تازه گی اثر از این بی زینتی که بجز یک فیته رنگ ساخته بود درجه قوت ویندایش پدیدار میگردید. در اثنای دعا کردن گویا بخاطرش یک چیزی خطور نموده باشد که یکی یکبار بلخواسته جهراً گفت:
— بلی بلی، جرأتی که تا بحال از ان محروم بودم امروز آنرا گرفته میروم، بلی، هر چه بادا باد گفته میروم با ... بعد از ان فلوتیبلند بر پا خواسته الماری باز کرده بهترین لباس خودش را بیرون بر آورد که این لباس از یک قماش جانفس سیاهی ساخته شده بود، و از استنیا استمال رنگ سیاه آن بیک رنگ بوری تبدیل یافته بود، و در وامنش یک دو چینه نیز موجود بود. فلوسیله این لباس را که لباس رسمیش شمرده می شد در بر نمود. و بر سر خود نیز یک کلاه بوریائی رفته و گر هیچ چیزی بران نبود به سر کرد. و با یک دستمال کاج سیاهی کلاه و روی خود را ستر نموده از اوتاق خود برآید. و از زینه های خانه فرود آمده تا میخواست که بکوچه قدم بنهد صاحب خانه بابا (دومینیو) که حرکات او را به پنهانی از نظر دور نمیداشت بر د هجوم خود پخت:
— سرود به تا ترا میخواهم بیابم تا بدانم که اگر آیا
چیز می پرانده اید یا نه ؟
عالم ارایان
از سیاحت نامه جناب عبد الرشید ابراهیم افند
ما بعد از نمبر ۱۵
ربینهای جوان من بعد از آنکه همه خدمت های مرا بجا آورد در وقت وداع گفت:
— حالا شما به (یو قوما ما) میروید. بعد از حرکت ریل بچار ساعت و شصت و شش دقیقه (مایار) میرسید که در انجا ریل شما تبدیل میشود. در وقت تبدیل یافتن ریل (قطار سرعت) یعنی ریل داک تیز رفتار می آید، اگر یک (کا پیک) به آن قطار سوار شوند و متوجه شوند، و شام به (یو قوما ما) میرسید، و اگر چنان خواند و شش ساعت انتظار کشیده ریل مسافر به میرسد و بهمین قیمت خود فردا به (یو قوما ما) میرسید. تا به (مای بارا) چانه (تونل) یعنی نقب زیر کوه موجود است. در ظرف یک با جوانان آنقدر خوش رفتاری نمائید که بمقابل این همه معلوماتی که بمن داد، و این همه خدمتی که کرد من مبلغ پنجاه کاپیک روسی به او دادم. نوجوان بی آنکه به بیند چند است در جیب انداخت، و ده سه بار خود را خم کرده وداع نمود. حالا به بینید که یک نوجوانی که از صنف حمال و مزدور کا رشمرده میشود به غریب و مسافری که مملکت شان داخل میشود چسان معامله و رفتار میکند. جانا چون این چیزهای جزئی در ممالک اروپایان را انسان در زیر نظر انصاف و اعتبار بگیرد اهمیت اخلاق این قوم بزرگی که یکسان نیست مستفاد گفته میشوند معلوم میگردد، حمالهای روسیه تنها بر مردم غریب الدیار و مسافرانی بلکه به آرمان بزرگ خود روسها نیز انواع بی ادبا و چریها بکار میبرند.
قطار ریل حرکت نمود. در واقون ریلی که من نشسته ام از مردم اوروپائی سه نفر بود. دیگر همه مردم ژاپانی بود. در نظر من لباس و قیافت ژاپانیها خیلی عجیب می آمد. اکثر آنها در پایهای خودشان جرابهای سفید و نعلین دار و تیکه در خانه ریلی می در آمدند نعلین های خود را کشیده مامور ریل بلیک پوش سبک و بی پاشنه به آنها میداد مسافران ژاپانی بدو دو زانوی ادب چنانچه ما در وقت نماز می نشستیم نشستند. بعد از نیم ساعت همه به مردان از جیب های خودشان کتابها و اخبار نامه ها بر آورده و عموماً بمطالعه اخوان غرق شدند. و او تاق ریل ما باز مانند دارلهوزان مارد بیک کتابی مشغول یافت. از پنجرهای اطراف ارباق بارق سیاه بخار ارج سیر و تماشا میکرد تنها من
بودم و همان سه نفر اور وپانی .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
