Machine transcription
صفحه ۱۵
نمبر ۱۶
دو طرفه را در ریل حقیقی سواد قریه های غریب مشکل تله با انه زمان های خدا که در ریل خالی دیده نمی شد، همه پر از گشت گشت در را دیده میشود؟ بلباس های بهاری رفتار داریم. نه زیاد کسی از همت در استاسیون یاس فیلو راست نمی آید و اخبار فروشان ایمیون سیمبیون جب زبان موهانیک در اطراف آن فروشان که معقل سیمیون میکونید، اخبار ر میکشیدند. مسافران
ادبیات
رسی استغول عرفان انقبض خلق حسن
اسی محفل جیا نان رفض خلق حسن
بوی بد جو شد می شهر و میشوی دموم
بخوبی میشوی اعلان رفیض علی حسن
کسیکه ماند به حرمان زفیض خلق حسین
جمال و زیر رو زمینت چه فایده بخشد
زہیر عادی عریان رفیض خلق حسن
شو می پوشمس نمایان ز فیض خلق حسن
ز محشر و غیبت و گذابی و ترش روئی
شوی خلاص بید این زمینی خلق حسن
زبارگاه خداوند انس و جان (محمود)
نیاز میکند ایمان زفیض خلق حسن
ہوگی فرو میروند دیگر چیزا نیز می فروخت . دل من می شناختم که چیست یکی از رهروان که در پهلوی مین نشست بود یک قطعی و یک چیزی که در کانه پیچیده شد و بود این قضی تحریک دیکھے گلاب جلتے ہو ابر سیران یک فنجان سرپوش را به جای دیگر موجود بوده را پانی دستمال خود را باز کردیم زنیم و هر متر و هر کال بهره نبرد رد که مکمل خدام خورد. بعد از آن چنانی که به میران نوشیده در یکچه د فحان کاعده از شجره به بیرون افکند. زیرا آن را هیچ یک اهمیتی ندارد ۲۰ از بسیارشی ارزانی بین آن جمع العام حساب میشود. اما چون حقیقت نظر شد و تحت شرایان یک چیتا بزرگی از مین به بگذر کویی میکنند برا الرحم و نهانت کنند بعد پرده مسافر چقدر آسانی ، وقت هم ضایع نمیشود. نظار ریل در هر استیشن چهار پنج دقیقه توقف میکند، در تمام ژاپان همه رینها و استیشن با میخواین ایست . هر خوراکی که انسان بخرد با غیرت این که هیچ قیمت جداگانا ندار دیوده ولی ظهر خو با هم بسیار زینت دار است. میجر دیکه این بیان به استند با نام همه مامورهای قطاره ریل میدان بر آمده این ها در یوار های خارجی میل را پاک مہلت کو یا جمہ کار و وظیفہ انسان حمایت از این است راس نزدیک بوقت زوال ریلی با به استیشن های بارو) دراصل شد در بینی برسی فرد و آمدند. نظر تبدیل یافتن دیل که رمتنهای من بین گفته بودر ر است بود. بعد از یک ساعت دیلن اکسیر ہیں یعنی قطار داک مواد کا بیاه اسباب خود را در استیشن گذاشته خانهای دارای باری با نام می توانیم رفتم. بعدش در نبرهای آینڈ آید ]
چنانچه آرزو دارد و باید بیاید و در حالی زن شجبه کرده که اقامت گاه شان در آنت است. اجزا نه صرف نظر نمود تلونیلہ نیز به آهسته کی از انجاد در شده برفت
معم
تلونید به قطع کر دینا یک سازه عظیمه که برای یک آدم صحیح و سالم تنومند نیز موجب دهشت می شد و تنها گوش چشمش از آن محروم مانده بود یک دشت مجبور بود، و تجلیکه خیال رفتن آنرا دارد میبایست که و وحشتی از آن حاصل میکرد. در جا نا نیکه بو لود ها می شهر پاریس را از یکسر تا به یگر سر به بیاید، حال آنکه بزرگ را به عرض مقطع کردن مجبور می شد بار بار زن بیچاره با وجود شکر دادی پر اضطرا ہے کہ دارد در زیر نهبلنکه میده میده شدن عرابه ها مانده روزه گرسنگی وغها و کمرها نیز وجودش را به بد صورت ضعیف ساخته بود. هر چه که هست و تضمن میخوابد. باید
کی برود! لہذا ہمہ غیرت و طاقت خود در اینجا کرده کرده از معامله و نفس خود را در زیر دندان گرفته از شیدا ( با شینیون) که اقامت گاه شان در آنت بوی وسط شهر مر نشیب های متعددی رایگان میان قطع کردن گرفت. وقتیکہ بجانا و بازار های اینو به شهر میرسیده و شعشعه پاشی عالم موفقیت با رئیس را میدید ببی که از بسیار و وحشتی از آن حاصل میکرد. در جا نا نیکه بو لود ها می بزرگ را به عرض مقطع کردن مجبور می شد بار بار در زیر نهبلنکه میده میده شدن عرابه ها مانده
[باقی دارد]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
