BrowseSirāj al-akhbār → page 1678

Page 1678

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1678 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحیفه (۱) سال پنجم (شماره) ۱۹ سراج الاخبار الافغانیه ۱۳۲۹ مدیر و مؤسس محمود طرزی الادارة والمطبعة در ماشینخانهٔ دار السلطنة (کابل) همه امورات تحریریه به ادارهٔ خانه بنام مدیر فرستاده میشود قیمت سالیانه در دارالسلطنة کابل ۸ روپیه کالی در اطراف داخله مملکت اخراجات ڈاک ۱۲ روپیه کابلی در خارج مملکت اخراجات ڈاک ۱۰ روپیه انگلیزی هر پانزده روز یکبار نشر میشود قیمت یک نسخه آن در کابل یکسانی است (اوراقی که درج نشود آماده نمیشود) تاریخ قمری غره شعبان ١٣٣٤ تاریخ انگریزی ۳ جون عیسوی ١٩١٦ تاریخ شمسی ۱۳ جوزا ١٢٩٥ مکتوب علمست چون جان، جسمت مکتب نور است عرفان، چشمت مکتب -۱- این جسم با جان ، زین چشم پرنور گر دور مانی ، مانی تو بس دور این چند اشیاء بشنو بدستور یکیک شمارم تا کردی آگاه -۲- اول ز انسان ، دور افتی از جان جاندار باشی ، لیکن نه انسان اما انسانی، « بل هم اضل»... دان با قول قرآن ، باشی تو گمراه -۳- گمراه آن را ، باید بدانی کو جستجو نکند، ره را نه یابد آخر چه گردد، آیا تو دانی؟ در چاه افتد، عاجز نشیند بیچاره اعما، بیچاره گمراه ! -۴- ده را تو از چاه، بشناس اول فرموده ما را، استاد اول خوبیست راه و، بد نیز اسفل در لفظ (خوبی)، مضمر شده (عدل) (بد) ظلم باشد، ای عقل همراه این عدل و این ظلم مخصوص باشد بر جمله انسان ، نی بهر شاهان هر فردی نوعی، مجبور باشد بر عدل و احسان ، بالامر سبحان عدل است (خوبی) ظلم است (بد راه) -۷- هر کس چو راعی ست، گردیده مسئول از گلهٔ خود ، یعنی زملت گر خوبی آموخت، گردید مقبول هر کار و بارش ، شد خیر و برکت از بهر ملت ، هم بهر آن شاه -۸- آن پادشاهی ، کو خیر خواهست افغانیا نرا ، پشت و پناه است اسلامیان را، امید گاه است (خوبی) خواهد، از (بد) جدا هست خوبی بعلم است ، ای علم آگاه -۹- گر عدل یعنی ، خوبی نباشد از نام انسان ، باید بترسیم اشرف از آن شد، انسان که باید خوبی نماید ، زاعمار و ترمیم اعمار و ترمیم از علم میخواه -۱۰- جمله خران، از جهل آید جمله بدیها ، از ظلم زاید هر عدل و خوبی، از علم آید بیعلم کاری، از تو نیاید از بهر قومت ، بر وجه دلخواه -۱۱- آرم مثالی ، کوتاه و نزدیک از خوبیٔ علم ، از زشتیٔ جهل دزدی چه باشد؟ ظلمی است تاریک انسان که او راست ، آن جوهر عقل: داند که این فعل، شد فعل گمراه -۱۱- اما گرسته چون ماند انسان از حق و ناحق ، نبود گریزان بهر معیشت ، از امر وجدان دوری گزیند ، باید بفرمان بشنو چه گفتند، پیران آگاه: -۱۲- گر عام شد علم ، گر عام شد فن ( دزدی ) نیاید، هرگز بفکرت زیرا صنایع، آن زادهٔ فن کرده فراوان ، از بهر ملت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1678. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1678 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1678
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record