BrowseSirāj al-akhbār → page 1648

Page 1648

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1648 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صفحه ١١ سال پنجم شماره ۱۷ من گریخت از کف اسلامیان دریغ غیرت نماند در دل این پهلوان دریغ آن پهلوان که کوس لمن ملک مینو اخت امروز ملك اجنبيان شد فغان دریغ آن پهلوان که مغرب خود شید اندلس آورد زیرپا ، زچه شد ناتوان دریغ ان پهلوان که مطلع خورشید (٤) را گرفت امروز خفت طالع بختش چسان دریغ اسلام بود منبع من علم وفن هنر امروز از چه معدن جهل است آن دریغ اسلام بود صاحب قوت مدار علم برخاست اتفاق زمانین شان دریغ مشهور بود در همه عالم حسام هند امروز نام مانده از آن تیغ ایشان دریغ افسوس و آه و ناله و شيون هزار حیف فریاد و داد و مره و وای وفغان دریغ دیگر قلم بیان نتواند ، چنان کنم ! اتش بخامه میزند این داستان دریغ این بار خانه باله مدينه است در خطر امروز مکه میرود اسلا میان دریغ اخبار مرقد نبوی در خطر بود چون مشهد امام رضا دوستان دریغ آتش گرفت کاغذ من خامه سوخت سوخت طاقت دگر نماند مرا مردمان دریغ « پریشان » (تشریح) (۱) (۲) مرکز اسلام یعنی اسلامبول (۳) روس و انگلیس (۳) یعنی کلیسا (٤) عبارت از چین حوادث خارجيه مكتوب عيناً ورقه که از طرف جناب ، کنور صاحب مرسان ورام صاحب ها تهرس ، نام ذات اصیلی و نجیبی که درین اوقات بدولت متبوعهٔ خود ما افغانستان مهمان میباشند به ادارهٔ سراج الاخبار افغانیه رسیده است که در اخبار شایع شود — بك نهایت ضروری خط قدر و باغ بادشاه ( کابل ) تاريخ ١٥ فی - ١٩١٦ دوست عزیز من جناب ایدیتر صاحب سراج الاخبار - معاف فرمائید من شما را قدری تکلیف میدهم - من حیران شدم که در چند اخبار هند خواه نخواه مرا بدنام میکنند - من میخواهم که بواسطهٔ شما ردید سخن ما را بکنم - گفته اند که من خود را یک بزرگ مهاراجه ساخته در ستاف اعلیحضرت قیصر داخل شدم این مرا ناحق تهمت میدهند - من هرگز خود را مهاراجه به خیر راجه هم نگفتم - و نه هیچ بار در ستاف یادر تو کری دیگر داخل شدم — البته میخیان دیدن حالت جرمنی در وقت جنگ در آن ملک رفتم آنجا دولت جرمن بمن بسيار التفات نمود و مرا موقع داد که من جنك را از خندق پیش ترین و از طیاره ( ایرو پلین ) دیدم و همین نیست بلکه اعلیحضرت قیصر خود مرادیدند - بعد ازان مسئله هندوستان آشیارا با دولت عاليه جرمن درست کرده و ضروری سندها را گرفته طرف شرق حرکت نمودم --- با خدیو مصر و شهرادگان ووزراء معه مشهور و معروف انور پاشا و با اعلیحضرت خليفه مبارك سلطان المعظم ملاقات کردم - از دولت عالیه ثانی هم مسئله هندوستان و شرق را درست کرده ضروری سندها یافتم - همراه من افسران جرمن وترك و مولوی برکت الله صاحب برای اعانت فرستاده شدند و هنوز همراه من هستند - با وجود خطرها وتكليف های سخت از مرحمت آدم خدا کود راه بغداد و اصفهان به افغانستان (۳۳۱) از یاد کارهای سیاحت تزیین سنه ۱۳۳۱ موتر لیموزین در اثنای سفر در یکی از استیت ها باستراحت نموده است امده و حالا بموجب اعلان بیطرفی اعلیحضرت امیر صاحب بیکار اما بارام و احترام مهمان دولت شما هستیم - باید که دوستان من این را دانسته باشند - و اگر ممنون نمی شوند هرگز چیزی فضول شکم بند - من دشمن هیچ آدم یا قوم نیستم - من دوست عام هستم - من فقط این میخواهم که هر کس و هر قوم در خانه یا ملک خود بآزادی و آرام باشد و این طور جنگ و جهد از دنیا زایل شود — رائم مهندر پرتاب خادم عالم و هندستان و دوست تودهٔ عیسائی هندو مسلمان کسی که آن را کشور صاحب مرسان و راج صاحب ها نهرین می گویند مکرر — برای خیال و کار شخصی من هیچ دوست من یا برادر حقیقی من راجه بهادر مرسان علی گر یا برادر نسبتی من مهاراجه صاحب جهیند نجاب با مدرسه صنعت و حرفت پریم منهاد ایاله برند این مسئوله و جواب ده نمیباشند — م - پرتاب

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1648. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1648 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1648
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record