Machine transcription
٩
سال نجم
امضاها
اداره
وا کنار نشده با وجودی که در آن زمان از صد نفر يك نفر تفنگ داشته و آنهم
منه کی بوده بقوه شمشیر و چوب این روی به پیشو او مقتداء خود حضرت سرور
و مقدر روز جزا محمد مصطفى صلى الله عليه وعلی الله که در روز پدر اقدام
جهاد کرده بودند نموده و اردوهای معظم مسلح دول انگلیس و روس را از
وطن من ز خودها رانده اسم شجاعت و شرافت خود را گوش زد دول عالم کرده.
در وطن دوستی ما ملت نجیب همین فقره کافی است که هر چند بعضی جوانان
نیم ست مانیان ظاهر از برادران وطن خود مکدر شده بخارجه قرار گرفته در انجا
بکار و قبل گذران نکرده و خود را زیر بار زحمت گرفته همیشه خیال
داشته اند که صنایع خارجه را آموخته و در زمان فرصت بوطن اصلی خود
مراجعت کرده برادران ملت را تعلیم نمایند.
ی صنعتی را از خارجه آموخته بودن خارجه را بخود مار دانسته فوراً
از حضور انور همایونی استدعای رجعت را نموده و بوطن عزیز آمده
از فواید خودها ملت را مستقیص نموده چنانچه از جمله اشخاص مذکور
یکی جناب معارف آداب حضرت مدیر روشن ضمیر جریده فریده مبارک
سراج لأخبار حضرت ( محمود طرزی ) میباشد که قوه نجابت ذاتي وكمال
خدادادی که داشتند. محض حاصل کردن تجربه و دریافت علی جدید سالها در
خارجه مانده و بعد تكميل حسب الأمر همایونی بوطن عزیز مراجعت نموده
که امروز بسمی و کوشش اعلیحضرت همایونی وقوه فاز خویش اتحاد
و افاق را ما بین ما ملت رواج داده و ما را شاه راه هدایت رسانیده
و معارف پوری های اعلیحضرت همایونی را گوشزد مایان نموده انا
هنا عالم تمدن را عملت و دوان مایان قشر داده و ماملت هم باید قدر این
زاد مرد نجیب و خدمت کار دولت و ملت اسلامیه خود را داشته شب وروز
در حق إنشاء معار فیروز خود دنیا کوئی داریم که مثل این معلم معارف
آگاهی را مامور تعلیم ماملت نموده اند و در سخاوت ملت نجیب افغان
همین کافی است که مهما را هذه حضرت الهی دانسته اکثر اوقات
خویشتن حفظ می کنند. و برای سرمشق دیگر اولادهای وطن بمباهات
مردمان ایلات بسر مهمان که بخانه یکی بوده و دیگری برگر مناقشه و نزاع
بوده و هرگاه شخص مهمان معاونت مالی و جانی خواسته مال و جان
خود را از آن شخص دریغ نکرده چنانچه ما بین ما مردم مثل است که
يك زماني بك نهر سلطانی بشکار خود در شده نك خوکی از شکار که
گریخته در راه کذارشان خانه های مردم رشید افغان سرپا بوده خون
از ترس جان ما بین خانه درآمد و از عقب آن سلطان و شکاریها رسیده
شخص صاحب خانه و مردمان افغان حربه های خود را برداشته عیدان
ایستاده شده جهة سلطان بیان نمودند که این خونه ما بین خانه های ما
آمده و پناه ما آورده با وجود نجمی آن از شیوه مردی دور است که به
مقتولی آن حیوان نجس راغب شویم آخر الأمر جنكيده وخوك را
دادند و به این واسطه همان مردم بواسطه رشادت ذاتی و دل صافی که
داشتند حمایت خونه را که خانه شان پناه برده بود نموده اگرچه مذهب
مسلمان حرام گوشت و نجس میباشد و موسوم به خوکیانی خیل شدند.
در قومیت و وطن دوستی مایان همین فقره پیش است که همکی اهالی
وطن در زمان ضرورت خود را بك قوم و يك وجود دانسته در راه
وطن جانها را فدا نموده و می نماییم و بدون از خانه دان شاهنشاهی افغان
خود دیگر را به روری و پادشاهی خود قبولدار نمی شویم - زیاده زبان
درازی را امیدوار عفو بوده دعا می کنم که زنده باد پادشاه ترقیخواه
دیجاء افغان واولاد و احفاد خانه روان شاهی افغان و پاینده و برقرار باد ملت
نجيب ووطن عزیز افغان و بردوام باد سراج الاخبار افغان و نیست و نابود
باد دشمنان سلطنت و ملت افغان .
على اكبر كوت دفعه دار قندهاری، عبدالله طالب العلوم جديده
سراج الاخبار افغانيه
( ناطق ) تخلص يك شاعر فارسی میگوید :
. وارسیدیم بجایی
من و ناطق در عشق - که بود بلیل و پروانه اصبحت كرما ، اما چه بليل
و چه پروانه ایلیلی که برگ گل خوش رنگ خوشبوي حدين ، دولت ،
ملت، وطن را در منقار دارد، پروانه که بر شمع عرفان ، و پادشاه عرفان.
و کلزار عرفان بال اند از عشق و شوق شر رفت انی دارد. بعضی از خود بنان بلند
منشان چون این مقاله را سر تا پا خوانده بر امضاها برسند. و در پیش نظر
خودشان يكباريك كوت دفعه دار، ويك طالب العلمي به بينند بابك كاف
تصغیری در صدد ترشیف برآمده با خود خواهند گفت : عجب اما چنان
کمان کرده بودیم که این مقاله سیاسی، اجتماعی ، اخلاقی ، ملکی عسکری
را کدام ملا واعظ شیواییان و یا کدام دیپلومات واقف احوال جهان
و یا کدام افسر بسیار کلانی نوشته خواهد بود. او مكر اين يك كون
دفعه دارك ، و يك طالب العلمكي بود ..... ما میگونیم : و بندیگیر
از سخن هیچ مبين فايلش بکوئی متاع بین به دکان که شکری ..
وجدان ، ذكا، فهم هوش یك چیزی نیست که در زیر انحصار دراید
و مخصوص ذوات کبار با اقتدار باشد. نی نی ! اینها تخمها نیست که هر زمین
قابل و مستعدی را که بیاید در انجا نشو و نما میکند ، و تمر و محصول
میدهد . به کوههای بلند سر افراز را می بیند و نه زمینهای پست
عاجزی همراز را می اندیشد .
سراج الاخبار افغانیه یکمال فخر و سرور مكتوب صداقت و حقیقت
آگاهی را مامور تعلیم ماملت نموده اند و در سخاوت ملت نجیب افغان
همین کافی است که مهما را هذه حضرت الهی دانسته اکثر اوقات
خویشتن حفظ می کنند. و برای سرمشق دیگر اولادهای وطن بمباهات
تمام نشر مینماید و دعاهای آخرین و جدانية آن دو دل سوخته اتحاد
آموخته را تکرار على التکرار نموده آمین آمین ثم آمین یا ارحم الراحمين
تجاه سيد المرسلین (س) میگوید .
يك تقريظ دلپذير
بسم الله الرحمن الرحیم
وفق الله تعالى جميع المسلمين لكل خير وصلاح آمين
عجب اخبار خوشها و جريده فرحت افزا که در جنب شکر گفتار
شکر بارش نرخ جان شیرین ارزان و در برابر بياض بين السطورش سلاله
نور ظلمت نشان اینا آن شورا به کشان تپه حر ما تر از لال کوثر، و سوادش
دیده افروز اهو چشمان سیمین و ! الفاظش را سلسله آب روان لازم
و معانیش را اطاقت جان ملازم هما کردار سایه اقبال و خرمی و پرتو دولت
شادمانی بر فرق مشتاقان انداخت هزاران شکر که این سال همایون قال
سال نیم سراج الاخبار ما آغاز نموده و رسم مقرر و آئین مستمر گرانبار
قدر و شرف تردید و بدیدار آن دیده انتظار مطلع انوار کردید و مطالعه
آن سفینه بی قراری و ساحل قرار رسید و عمالقه اش شاهد مراد در
برآمد و طراحی رنگ امیزیش برقم بهزاد و مانی خط در کشید خون غوامض
محبت وولا و نوع پرستی و وطن خواهی و تعصب با جانب و به غیرت و هوش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
