BrowseSirāj al-akhbār → page 1363

Page 1363

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1363 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

سال نجم صفحه ٢ نشانند پی جنگ یکجو تشیر رفت از قبضهٔ آفاق دگر نیرو کمان خم ابرو نکند مرد زبیم شمشیر گشت در دیده هر فرد سبک کوه گران بعد ازین کیس کند در صف هیجا بقدر نمره توپ و صدای تفک و نالهٔ بان کوله باران بود و کیس کنون ابر بلا ابر بیکار نشست است و نیارد باران باش تا از پی ایذای بشر نوع بشر رنج و طاعون و وبای دگر آرد بمیان باش تا اهل یورپ را زپی ساز نبرد چه بلاها و بترها ست که سازند عیان باش تا بهر پی آدم بیچاره هنوز چه خطر هاست پس پردهٔ تقدیر نهان بس کن از شکوه تقدیر و شکایت منمای که چنین است و چنین است و چنان است و چنان ختم کن قصه دلا عاقبت کار بخیر سرکن اکنون صفت عشوه گر غنچه دهان دلی سیمتن ماه رخی زهره جبین صنم سنگ دلی لب شکری موی میان شوخ عاشق کش بیرحم ستمکار دلیر نوک لشکر شکنی غارت دل آفت جان آنقدر مست که از راه نداند تا ماه آنقدر شوخ که آتش نشناسد ز دخان خلل انداز زمان خانه برانداز زمین که به بیداد کنند خانهٔ خلق ویران چون بت سنگ دل من که زجور و ستمش همچو من مردم یک شهر نشیمن گریان فته از گردش چشم سیهش گوشه نشین خیل مژگان کجش کرده بلا گوشه نشان لب بدندان نگرم چند ز حسرت که رقیب آن لب لعل گزید است بزخم دندان قیمت بوسه اگر دل طلبد اینک دل عوض وصل اگر جان طلبد اینک جان باغبان زلف کجش دید و نچیند سنبل وان خط سبز شهید است و نبوید ریحان گل بخون غرق ز رخسارهٔ آن غیرت گل باینگل سرو ز رشک قد آن سرو روان ای بت سرو قد گلرخ شیرین حرکات باده پیش آر که بر یاد بود کار جهان باده ده بمن امروز که بر باید هوش باده ده بمن امروز که فزاید جان بده آن باده که آرد بسرم عقل و خرد بده ان باده که آرد بقسم تاب و توان آن می بخش که سازد دل رنجور صحیح آن می ده که کند در تن پیر جوان شماره ٢ باده دلکش بود ای شوخ میان گلشن باده ببخش بود ای ماه بطرف بنشان باده درباغ برد کلفت بسیار زدل باده درباغ برد زحمت و آزار زجان تشنگی سوخت دل آن آب جو آتش آخر یعنی آن باده ببخش که کند طبع روان بده از لطف بمن جام بیانی ساقی تا کنم مدح شه ملک امیر افغان شاه شاهان و امیر الامرا خسرو عهد عاقل و عادل و باذل ملک ملک ستان کوه مجدو نتاج شرف و تاج هنر معدن جود و محیط کرم و جان جهان خسرو ملک شان بادشهٔ بالمکرم ملک عهد و شهٔ عصر و شهنشاه زمان طالب امن و امان راغب احسان و کرم مایهٔ فهم و ذکا آیهٔ صدق و ایقان پردل و تهمتن و شیر شکار اژدر در حاتم جود وکرم رستم روز میدان بزم را لطف و کرم مهرو وفا جود وسخا رزم را شیر زبان بیریان پیل دمان شاه جم جاه فلک قدر سراج ملت آنکه مثلش نتوان داد در آفاق نشان آنکه در عهد خوشش حامی آهوست پلنگ آنکه در سلطنتش گرگ پلید است شبان آنکه طالع کندش یاری و اقبال مدد آنکه پیر است شد پیرو باقبال جوان آنکه در کشور او باغ جنان است زمین آنکه در دولت او امن و امان است زمان آنکه از خلق نکویش چوبهار است خریف آنکه از پرتو رویش چو بهشت است جهان آنکه باشد دلش از جود بدریا دشمن آنکه باشد کفش از راه کرم خصم یکان آنکه شد وقت شریفش بتمدن مصروف آنکه شد عمر عزیزش پی کار عمران افکند سطوت او لرزه به بنیاد عدو بازد از هیبت او زهره روان شیر زبان از خدا بهر دعایش بدعا میخواهم که مرا غنچه صفت باد زبان زیر زبان تا اسد خانهٔ خورشید رسم تنجیم تا که منصوب بود زهره شورو میزان تا محل باشد و میزان شرف شمس و زحل کوکب طالعش از برج شرف باد عیان تا بود ختم قصیده بغزل نیکوتر گویم اکنون غزلی در صفت لاله رخان ما و دل شاد از انیم که آن جان جهان جان زما خواست شب وصل و سپردیم روان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1363. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1363 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1363
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record