Machine transcription
( ۲۳۹ )
شب از محنت و شهر سار همه چو کوه پرستارش از کیفت
تو کا من بناو ک بدوزی و تیر ندوش پلنگ قبا دی آید
شنیدم که میگفت مخونی کست ندانی که روز اجل کس نیست
منم که در شیر بطعن وحت برستم و اموزم آداب حرب
چو بازوی بخبم قوی حال بود بمطر ی پلم نمد می نمود
کنونم که در بخبه امبت نیست خدنگش تیرم کم از بیل نیست
بروز اجل نیزه جوشش مرد ز پر اس بے اجل نگذرد
یکی را که بسته اجل در مقات بر پشت اگر جوشنس جندیات
درش بخت یا ور بود دست بر زنش ید بساط کوشت
نه دانا بسعی از اجل جان سبرد نه نادان نیا ساز خوردن بمرد
شبی کر دی از درد بهلو خفت طبیبی در ان ناحیت بو د گفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
