Machine transcription
( ۲۲۸ )
پس کار خویش کند عاقل شست
زبان اندیشش جود است
تو نیکو روش باید پیکمال
بند گفتن نیابد محال
چه دشوارت آمد ز دشمن سخن
مگر انچه عیبت گرفت آن مکن
جز انکش دانم مگو گوی من
که رویش کند بر من آموزی من
کسی مشکلی برد پیش علی
مکر مشکلش اکند محلی
امیر عه و سد کشور کشای
جوابش بگفت از پر علم درا
شنیدم که شخصی در ان نجمن
بگفتا چنین نیست یا بوالحسن
بر نجید از وحید ر نا جوی
بگفتا ارتو دانی از ین نکوی
بگفت انچه دانست شایسته
بکل چشمه خورش بیفت
پسندید از و شاه مردانی را
که من خطا بو د مراد بر صوات
با ز من سخن گفت دالاماست
که بالاتر از علم او علمی نیست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
