Machine transcription
( 160 )
زولهای شوریده پر پرش
گرفت آتش شمع در دوشش
پراکنده خاطر شد و خشمناک
یکی کفش زد بر پندار پاک
ترا آتش ای یار دامن بسوخت
مرا خود پیکار خرمن بسوخت
اگر یاری از خویشتن دم مزن
که شرکست با یار و با خویشتن
چنین دارم از پیر دانا بیاد
که شوریده پسر بصبرا نهاد
پدر در فراقش بخورد و بخفت
پسر را ملامت نمود و بگفت
از انکه که یارم پس دشمن اند
دگر با کسم آشنایی نماند
گنجشکم تا حق بجانم نمود
دگر هر چه دیدم خیالم نمود
شنیدم که رو از خلایق بیست
که گم کرده خویش را بازیافت
پراکنده کانس در زیر فلک
که هم در توابع اندیشان مبرکت
زیاد مکار چون مکث نمایند
شب و روز چون در زمر د ماند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
