Machine transcription
= ٢٥ =
خاك وطن بود که پدید آورد غذا
خاك وطن بدایت تشکیل هر وجود
خاك وطن به حکمت حی قدیم فرد
حس بصر که نعمت عظمای خالق است
سمعست قوه ئی که سمیع علیم حی
اول صدا بگوش ز حب وطن رسید
نطقست خاصه ئی که خداوند لایزال
اول کلام چون ز دهان میشود برون
اول مشام هم ز وطن بوی عشق یافت
اول قدم بمشی چو آغاز میکند
اول نفس که باعث مدّ حیات بود
پس گر مراجعت سوی وجدان کنی بجد
یابی ز بهر عشق وطن خویش را مطیع
ای خاك پاك عاشق افتاده توام
مجبور حب تست حواس و قوای من
بشنو که عشق از چه به انسان شود یلا
هر نقطه ئی که جمع در و شد حواس خمس
معشوق نام مجمع این پنجگانه است
معشوق من وطن بود از این سبب که او
عاشق ازان منم که جمیع حواس را
عشق وطن حواس و دل و جسم و جان من
خاك وطن بود که شدش آب و هم هوا
کردست با هزار جد و جهد و تار و پود
از بدء جسم و جان بشر ابتدار کرد
اول بخاك پاك وطن در تعلق است
احسان نموده است به انسان نيك پی
صوتی که بشنود همه زاهل وطن شنید
فرق بشر نمود ز حیوان باین کمال
نطق زبان اهل وطن گشته ره نمون
ذوق از وطن بدایت لذات رزق یافت
از لمس خاك پاك وطن ناز میکند
از آن هواست کان وطنت را محاط بود
وانگاه فکر این همه اسباب بیعدد
مجبور حب اوست شریفست گر وضیع
با جسم و جان فدائی دلداده توام
عشقت ز بهر هر مرض من دوای من
تا گویمت ز قول حکیمان پردها
سمع و بصر مشام و دگر حس ذوق و لمس
عاشق همان که جمع حواسش بهانه است
مجمع ز بهر جمله حواسم شده است او
کردم بخاك پاك وطن جمع و پابجا
مربوط کرده است بخود با هزار فن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
