Machine transcription
- ( ٦٢ ) -
به نزديك کاواکی مغاره مانندی آمدند . توپ درینجا بشدت عوعوه آغاز کرد.
ژه ده ئون ، پا نقروف ، هار بر به این مغاره در آمدند . ناب را دیدند که در پیش
يك جسدی که بر روی سبزه ها در درون مغاره بر زمین افتاده بود بردوزانو نشسته و
دستهای خود را بر روی خود گرفته آهسته آهسته میگرید !
این جسد ( سیروس سمیت ) است .
م* باب هشتم *م
آیاسیروس سمیت زنده است ؟ - حکایت کردن ناب - نقش پا
- اول سخن سیروس سميت - معاینه نقش های پا -
برگشتن بسوی شمینه ها - حیرت پانقروف .
ناب از جای خود حرکت نکرد .
کشتیبان پرسید که :
- آیازنده است ؟
ناب جواب نداد . ژه ده ئون سیلیه و پانقروف به اندیشه افتادند . هاربر دستهای
خود را برسینه بست . و بحرکت بماند . اما اینهم اشکار است که زندگی بیچاره از غم و
المی که دارد آمدن رفیقان خودرا ندید . و نه حس کرده است .
ژه ده ئون ، در پیش جسد سمیت زانو زد ، سینه اش را باز کرده کوش بران نهاده
معاينه بقدر يك دقيقه امتداد نمود . اما پنداشتی که یکعصر است !
ژه ده ئون بعد از معاینه بر پا خواسته گفت :
- زنده است .
ناب از شنیدن اینسخن بهوش آمده متحیرانه بسوی رفقا نظر کرده زنگئی بیچاره
از شناخت بر آمده . ماندکی ، غم والم ، گرسنگی سراسر سیمای آن بیچاره را تبدیل
داده . بگمان این خدمتگار صادق رسیده که افندیش مرده است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
