Machine transcription
- ( ٤٤٤ ) -
در یادر نجا مانند تالاب بسیار جسیم بیموج و آرامی بنظر می آید . آخر این تالابرا
دیدندکه بايك دیوارطبیعی سنگی براق صاف و راستی مسدود است . عکس ضیای
الكتريك گاه بردیوارصاف مجلای آخر مغاره، و گاه برستونهای آویخته مختلف الاشكال ،
وگاه برسقف ، و گاه برسطح آب عکس انداخته مهاجران خود را در يك عالم دیگری
تصورمیکردند .
چون یکقدری پیشترشدند دیدند که میان آب يك جسم بسیار بزرگ عجیب
الخلقة غربی بيك وضعیت وكيفيت برهیبتی ایستاده است که ضیای الكتريك ازدو
سوراخی که برین جسم باز گردیده است میبرامد . این جسم مستطیل الشكل ودو
نوك آن باريك وحد وسطی آن مدور و بدرازی دوصد و پنجا قدم بودکه ازسطح آب
نیزبقد ر پانزده قدم بلند تر ایستاده بود .
زورق آهسته آهسته بجسم مذكورتزديكشد . سیروس سميت برپینی زورق بپا
ایستاده بکمال حیرت وهیجان بسوی جسم مذکور نظر دوخته بود . مهندس دست
ژه ده ئون را فشار داده گفت :
- بلی ، همانست !
مهندس اینرا گفته و يك نامی را بر زبان راندكه تنها ژه ده ئون آنرا دانست .
ژه ده ئون بتلاش پرسیدکه :
- آیاهما نست ؟
- بلی ، خود ش است !
پس بنا بر اشارت مهندس زورق را بسوی چپ جسم مذکورنزديك كردندكه
درانطرف يك زينه بسیارمنتظم خوشنمایی آویخته شده بود . سیروس سمیت برزینه
مذکوربالابرامده رفقانیز پیروی کردند. درمابین دوسوراخ بزرگ بلورینی که ضیاازان
میبرامديك بامچه صاف و واسعی که اطراف آن بايك كناره بسیار مصنع برنجی کلت شده
گرفت شده بود، ودروسط این محل يك دریچه بازبودکه از ان دریچه يك نردبان منتظم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
