Machine transcription
- ( ٤٤٥ ) -
و فراخی بسوی پایان فرو رفته بود .
مهندس پیش و مهاجران از دنبال او از دریچه بر نردبان مذکور فرو آمدند . در آن
خزینه يك رهرو بسیار روشن و مفروشی پدیدار بود که در آخرین این رهرو يك دروازه
مزین پیش شده دیده میشد . مهندس دروازه مذکور را باز کرده در يك دالان بزرگ
بسیار منور و فوق العاده بازینت و آرایشی داخلشدند ، و از دالان مذکور گذشته در يك
کتابخانه که از سقفش چراغهای الکتریکی آویخته بود درامدند. مهندس ازین کتابخانه
هم یکایکئی گذر نموده يك دروازه بزرگ دیگری را که در آخر کتابخانه بود باز کرد .
مهاجران خودشانرا در يك دالان واسعی یافتند که در پیش زیب وزینت مفروشات ،
و آثار نفیسه معدنیه و ضياعية آن بحیرت افتاده خود را در عالم خیالات و منامات گمان کر
دند . در یکطرف این دالان بر يك كتبه بسیار مزینی يك پيرمرد دراز قامت نورانی دراز
افتاده بود که بحالت بیخودی در خود فرو رفته بود که حتی از آمدن مهاجران نیز آگاه نکر
دیده بود . سیروس سمیت در رو بروی پیرمرد محترم نورانی ایستاده شده بيك لهجة
احترامکارانه و زبان نرم و متواضعانه که هم رفقای خود را و هم پیر محترم را دوچار وله
وحيرت گردانیده گفت :
- جناب کپتان نمو ! مار اخواسته بودید اینست که بخدمت تان حاضر شده آمدیم !
- باب شانزدهم -
- فهرست -
کپتان نمو - سخنان نخستين - يك حكا يه - رفقای او - عمر
درزیربحر - تنها - التجا بردن آخرین کشتی نوتیلوس
در جزیره لینقولن .
بصدای سیروس سمیت پیرمرد محترم سر خودرا بالا کرده سرظريف ، و پیشانی
کشاده ، و موهای سفید ریش و سر ، و انظار پر عظمت خود را نمودار گردانید . این
آدم بر کنار کتبه که بران افتاده بود تکیه زده بنشست از حالتش چنان معلوم میشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
