Machine transcription
- ( ٢٧٥ ) -
— اما در موسم کشتیهای شکاریان ماهی بالینه در ین جهتهای بحر محیط باید که مو
جود میبود ، آیا چر اینطرفها بدینصورت خالیست ؟
پانقروف — وای ! بخیال شما که در بخاها هیچ کشتی و انسانی موجود نیست ؟
ژ. ده ئون — البته نیست ، ما که نمی بینیم !
پانقروف — جانمن ! مگر بونا دوانتور را کشتی و ما را انسان نمیشمارید ؟ مگر بخیال
شما که کشتی ما پوست نارنج و ما هم سه تا مگسی هستیم که بران نشسته ایم ؟
ازین لطیفه پانقروف رفقا همه بخنده افتادند. نظر بحساب پانقروف از وقت حرکت
بونا دوانتور از جزیره لینقولن یکصد و بیست میل مسافه را قطع نموده ، و چون اینقدر
مسافه را به سی و شش ساعت طی کردند بدینحساب در هر ساعت سه میل و يك ربع راه
رفته است . لهذا فردا صبح وقت بجزیره تابور رسید نرا امیدوار اند .
امشب کشتی نشینان ما هیچ خواب نکردند . درجه هیجان و اضطراب شان
خیلی افزونست. چرا که امکان دارد که در ین سیاحت شان بسیار غلطیها و خطاهائیش
آید! آیا جزیره تا بور به ایشان نزدیکست ؟ در جزیره تا بور آیا آن قضا زده موجود
خواهد بود؟ آیا این قضا زده کیست و چگونه آدمست ؟ آیا به آوردن این آدم را حت و
آسایش جزیره لینقولن مختل خواهد شد ؟ اینست که بسبب فکر و اندیشه این تصورات،
و تخیلات هر سه رفیق تا بصبح چشم بهم نزدند . چشم همه شان بسوی افق معطوف
مانده بود. بعد از انکه شمس خاوری طلوع نمود پانقروف دفعة فریاد برآورده گفت :
— خاك ! خاك !
پانقروف چون خیلی دوربین و تیز نظر بود در ینباب خطا نکرده بود. بحقیقت که
بقدر پانزده میل دور تر جزیره تابور پدیدار گردید. سر کشتیرا قپتان بطرف میان جزیره
متوجه گردانید. آفتاب هر چه که بلند تر میشد ، و کشتی نزدیکترتپه ها و درختهای
جزیره نیز زیاده تر معلوم میشد . هار بر گفت :
— از ظاهر حال این جزیره چنان معلوم میشود که از جزیره لینقولن بی اهمیت تر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
