Machine transcription
- ( ۲۷۱ ) -
سمیت بکمال سکوت و تحیر بسوی شکل و هیئت جزیره نظر دوخته بود. پانقروف پرسیدکه:
- خوب موسیو سیروس ! بفرمائید که بونادو انتور را چسان دیدید ؟
- حالا خیلی خوب دیده میشود .
- من چنان امید دارم که بيك سفر دور و درازی نیز کشتی ما تحمل بتواند . مثلا
تا جزیره تابور بخوبی رفت و آمد باین کشتی ممکن مینماید .
پانقروف اینرا گفته کشتی را باز بطرف ساحل نزديك كردن خواست و روی توجه بوناد
وانتور را بطرف حوضۀ بالون گردانید . زیرا حوضۀ مذکور را برای ایستگاه دائمی بو
ناد و انتور پا نقرف قرار گاه انتخاب کرده لہذا راه در امدن و بر آمدن حوضۀ مذکور ایخو
بی دانستن میخواهد زیرا در مدخل حوضۀ مذکور خرسنگها و ریگزارها بسیار است
که از انرو تهلکه خوردن کشتی بسنگ و یا نشستن آن در ریگ همیشه در پیش روست.
بساحل نیم میل مسافه باقی مانده بود . هاربرکه در پیش بینی کشتی ایستاده بود
دفعةً فریاد بر آورده گفت :
- ایستاده کن ، پانقروف ، كه يك چيزى يافتم !
- چرا ؟ مگر سنگ منکی در پیش است ؟
- نی ، تو بایست . یکۀ قدری بدست راست بگردان هاربر اینرا گفته برکنار کشتی
بر وخوابید ، ودست خود را بطرف آب دراز کرد در حالتیكه بدستش يك شيشه بود
بر پا خواست و گفت :
- يك شيشه يافتم . اما خاليست .
سرشيشه با كاك محكم بود. سيروس سميت بی آنکه چیزی بگوید شیشه را از دست
هاربر گرفت ، كاك آنرا با پيچ تاب چاقوی هزار پیشه که در جیب داشت بازنمود. از درون
شيشه کاغذی برآورد كه بران کاغذ اینعبارت نوشته شده بود :
( قضازده .... در جزیره تابور . طول )
( غربی ١٥٥ عرض جنوبی ۳۷ درجه ۱۱ )
[ دقیقه . دريابيد ، مدد رسانید فقط * ]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
