Machine transcription
-( ٢٥٠ )-
موجود گشته ام . آه اگر حالا يك كشتى متين و يك زيبقين یعنی تیر بالینه شکار بدستم
میبود بلامحابا در پی آن می افتادم .
ژه ده ئون — بخدا که منهم بسیار آرزوی دیدن تیر اندازی ترا داشتم . چان با نقر
وف ! آيا شکار بالينه ذوق آور شکاری هست یانی ؟
سیروس — خیلی ذوق آور و شایان تماشا ست اما تهلکه ناك هم هست . چرا که منهم
يك دوبار در کشتی بالینه شکاران برای تماشا سوار شده ام . اما بسبب بی اسبابی محققست
که حالا ما بشکار این بالینه کامیاب نخواهیم شد لهذا بهتر آنست که ازین شکار صرف نظر
کرده بکار خود مشغول گردیم .
ژه ده ئون — من از دیدن بالینه را درین دریا ها متحیر شدم . چرا که اینماهیان
اکثر در بحرهای محیط شمالی و جنوبی پیدا میشود .
هاربر — نی موسیو سیله ! دریای محیط هندی از حد افریقای جنوبی تا به جزیره
زه لاند جدید خرمن بالینه شمرده میشود، و چون ما هم در همین خط میباشیم از
بسیار ندیدن بالینه متحیر باید شویم .
پانکروف از سبب بی اسبابی و کامیاب نشدن به شکار ماهى يك آه سردی کشیده بسر
کار کشتی سازی خود بیامده دیگر رفقا نیز امر و زمد دگاری پا نقروف را بکار اره و تیشه
و رنده بر خود لازم شمردند . اما این يك شایان دقت و تعجب است که ماهی بالینه چند
روز است که از اطراف جزیره هیچ دور نمیشود . در مابین یگانه جماهیر متفقه و دماغه ماند
یبول گاه ببالا و گاه بپایان ، و گاه آهسته و گاه خیلی بسرعت رفت و آمد دارد. گاهی به
جزیره گلك سلامت بسیار نزديك شده همۀ وجود آن پدیدار میشد که از سیاهی رنگ و
همواری سر آن معلوم میشد که از نوع بالینه های اوسترالیاست . در اثنای گردش از
شگافهایی که در پیش سوراخ بینیش موجود است مانند دو فواره بسیار بلندی آب یا آنکه
بخار ما در فوران میبود . اینرا آب یا بخار مآ ازینسبب گفتیم که هنوز درینباب يك حكم
قطعی از طرف حکمای طبیعت داده نشده که آیا این آبست یا بخار که از منفذ های بالینه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
