Machine transcription
( ٢٤٩ )
بلی تو تونست . اگرچه از جنس بسیار اعلا نیست ولی بد گفتنی هم نیست .
بگو که پا نقروف مسعود و بختیار گردید . لکن همه را به او نمیدهیم . برای خود
نیز چیزی نگاه میداریم .
وسیوسپیله، من دیگر چیزی فکر کردم پانقروف راهیچ خبر ندهیم ، تو تو نهارا
از نجا جمع کنیم ، بعد از انکه آنرا خشک و میده كرديم يكروز بخیر در يك پيپوئی پرکر
ده بپانکروف پیشکش کنیم .
بسیار خوب گفتی هاربر ، بعد از یافت شدن تو تون هیچ آرزوی پانقروف باقی
نماند زه ده تون سپیله و هاربر مقدار وافری جمع کرده بغرانیتهاوز آمدند ، وبکمال
دقت آنهارا پنهان کردند و تا بوقت خشکشدن و میده کردن آنها همیشه به پنهان کردن ،
ونشان نه دادن آنرا به پا نقروف کوشش ورزیدند . گویا که پا نقروف مامور گریزی گرفتن
توتون بوده باشد که اینها در پنهان نمودن تو تونرا از واسقدر احتیاط و دقت می کنند .
وچون پا نقروف همیشه بکار کشتی سازی خود سر گرم میباشد، و تاشب نشود بغرانیتها وز
نمی آید ازانرو مسئله پنهان کردن توتون آسان میشد .
در پنجم ماه مايس يك شكار بسیار بزرگی پیش آمد که همه مهاجران برای این شکار
دست بك كردند. این شکار عبارت از يك ماهی بزرگ «بالینه » بود که چندر وز باینطرف
در میان دریا به نردیکیهای جزیره در گردش وجولان میبود . معلوم ست که ماهیان بالینه
در تمام حیوا ناتی که خداوند عظیم الشان در بر و بحر خلق فرموده بزرگترین و جسیمترین
آنهاست . يك ماهی بالینه بقدر چهل فیل جسامت دارد . مهاجران که بهوس شکار آن
افتاده اند محض از برای فایده برداشتن ازروغن و استخوانهای دندان اوست که در همه
اطراف انحیوانرا از برای همین دو چیز فایده مند او شکار میکنند . پانقروف گفت :
آه ، اگر این ماهی را بدست آورده میتوانستیم چه قدر نعمت بزرگی میبود ، را
ستی اینستکه از هنگام دیدن این بالینه چشمانم را آنقدر حرص شکار آن دود آلود سا
خته که هیچ کار کرده نمیتوانم . زیرا وقتیکه در ملك خود بودم بسیار بارها به شکار بالینه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
