Machine transcription
-( ۱۷۷ )-
واقعه مذکور از بقرار است که در ٢٤ تشرین اول پانقروف در اثنائیکه دامها را
معاینه میکرد در میان یکی از چقوریم ای کرک دام يك په قاری ماده و دو چوچه آنرایافت.
کشتیبان بکمال ممنونیت بغرابتهاوز آمده بنابر عادت مزاحانه ئیکه داشت گفت :
- موسيو سيروس ، اعلايك ضیافت میکشیم . چسان موسیو ژه ده ئون ، شما هم
درین ضیافت داخل هستید یانی ؟
ژه ده ئون - بسیار خوب اما درین ضیافت چه میخوریم ؟
پانقروف - په قاری تازه .
ژه ده ئون - بگذار بابا! منهم گمان کردم که درین ضیافت ما کبکهای پر کرده سماروق
دار میخورانی !
پانقروف - چه ؟ مگر شما گوشت په قاری را نمی پسندید ؟
ژه ده ئون - چرا نمیپسندم ، ولی خورده خورده دلزده شدم.
پانقروف - اخبار نویس افندی ، وقتیکه اول بجزیره افتاده بودید برای يك تكه
گوشت ( په قاری ) جان میدادید حالا بدرجه رسید که گوشت په قاری را نمی پسندید !
ژه ده ئون - شماهم دانستیذ نی ، انسان هیچ وقت شاکر نمیشود !
پانقروف - شما باشید که من و ناب در باب پختن آن مهارت آشپزی خود را صرف
کنیم باز به بینید که اگر پنجه های تانر ابا آن نخوردید باز بگوئید .
در وقت شام در دالان طعامخوری غرانیتهاوز مهاجران بکمال خوشی و شطارت
برسفره طعام جمع آمدند . کباب و کواج گوشت په قاری بسیار لذیذ شده بود . ناب
يكنوع شيريني بقلوانمایی از بادام و قند نیز ساخته بود .
در اثنای جویدن لقمه یکی یکبار پانقروف فریاد برآورد. گفت :
- وای ، دندانم شکست ! وای ، وای ! !
مهندس - چرا ، آیا در میان گوشت سنگ بود ؟
پانقروف - همچنین معلوم میشود که سنگ باشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
