Machine transcription
- ( 176 ) -
را خوب بقوام آوردند و در قالبها ریخته مبلور دادند قند اعلایی خوش طعمی بعمل آمد
سردیها تا به پانزدهم ماه ايلول دوام نمود . مهاجران دلتنگ شدند . اگر مهاجران
يك كتبخانه میداشتند گويا يكى از لوازمات عالم تنهایی شان مکمل میبود . اما به این حاجت
نداشتند. زیرا مهندس شان يك كتابخانه جاندار و روانی بود . مهندس دائماً از تطبیقات
فنوں و ابا صنایع بحث رانده افکار رفقای خود را تنویر مینمود .
از شدت برودت از همه زیاده تر توپ به تنگ آمده است حیوان صادق , در
غرايتشها و ز بهیچ صورت نمیگنجید . هر وقتیکه توپ بسوی چاه غرايتها و ز میرفت
بعو عوه آغاز میکرد . سرپوش تخته یی که بر روی آن نهاده شده برداشتن میخواست
که این حال ای سگ نظر دقت مهندس را خیلی بخود جلب مینموده مهندس هیچ نمیدا
نست که در ین چاه آیا چه اسرار است . آیا ازین چاه بدیگر طرف جزیره کدام رابطه موجود
است؟ آیا گاه گاه کدام جانور بزرگ دریایی درین چاه آمده تنفس میکند؟ این است که
اینهمه اسرار مجهول مانده . تنها چیزیکه معلوم است آثار تلاش و هیجان توپ است
از انجاه . آيا تا يك سببی نباشد سگ چرا این تلاش و هیجان را نشان میدهد؟
نهایت سردیها منقطع شد. باران و برف بارید . طوفان شد اما آنها هم رفع گردید .
در نهایت ماه ايلول مهاجران شکار بسیاری کردند . با نقروف همیشه برای تفنگ ساختن
از مهندس رجا میکرد . ژه ده نون نیز میگفت :
— اگر این جانورهای خونریزیکه اثرهای قدم شانرا در جزیره می بینیم موجود
باشد به تفنگ احتیاج کلی دیده میشود زیرا محو کردن آنها را از جزیره قطعا لازم باید شمرده
حالا نکه فکر مهندس تفنگ را بسببی که آلات و ادوات ساختن آن مفقود است
بدرجة دوم و سوم لازم میداند . ازان کرده ملبوسات را الزم میشمارد . لباسهائیکه
در بردارند بدرجه رسیده که از پوشیدن برآمده است . بهمه حال يك چاره آنرا باید
اندیشید . مهاجران به فکر ملبوسات بودند كه يك واقعه ديگرى ظهور كرده هر كس
را بغراق و اندیشه بزرگی انداخت .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
