Machine transcription
- ( 116 ) -
- آه موسیوسیروس فهمیدم ! این چیزیکه شما تشکیل کردید دوزاویه قائمه است.
اضلاع زوایای قایمه ها با یکدیگر متناسب است . بنابرین خطیکه از چشم شما تا بیخ عصا
چوب است و ضلع اول زاویه کوچک گفته میشود با خطیکه از چشم شما تا به بیخ سنگلاخ ممتد
شده است و ضلع اول زاویه بزرگ گفته میشود متناسب است . ضلع های دوم هر دو
زاویه ها یعنی ارتفاع عصا چوب با ارتفاع سنگلاخ نیز متناسب است .
مهندس - شاباش اولاد ! حالا کارما و تواین است که این مسافه های اضلاع این
زاویه ها را پیمایش کنیم .
اینرا گفته به پیمایش آغاز نهادند . خط اول که مسافه مابین جای افتادن مهندس
با نقطه بیخ عصا چوب است پانزده قدم بود . خط دوم که باز از جای افتادن مهندس تا
بیخ سنگلاخ بود بدر ازی پنجصد قدم برامد .
بعد از انکه اینها را پیمودند مهندس و هاربر بشمینه ها آمدند . مهندس هنگامیکه
در کوه گشت و گذار داشت یک تخته پاره سنگ سلیت که در مکتبها از ان تخته مشق برای
اطفال میسازند با خود آورده بود . با یک سنگ پاره تیزی بعضی حسابهای غامض را
نوشته پرکار دیشبه خود را گرفت . زاویه که درین پرکار دیده میشد عبارت از
مسافه بود که در مابین نجم قطبی و سطح بحر واقع شده است . مهندس با همان پرکار یک
دایره رسم نمود . این دایره را بر (360) قسم مساوی تقسیم نمود . زاویه ایکه
پر کار تشکیل کرده بود به اینجا تطبیق نمود . زاویه اول کوکب قطبی از خود قطب بمسافه
(27) درجه است . این مسافه را بر درجه ئیکه که پرکار بر دایره نشان داده بود
علاوه نمود . از ان ارتفاع تپه را طرح و تنزیل نمود . حاصل طرح [ 53] درجه
برامد . این (53) درجه را از (90) درجه ئیکه مسافه قطب از خط استواست
بیرون براورده دید که (37) درجه بوجود آمد . بنابرین سیروس سمیت حکم کرد
که جزیره لینقولن تمام در (37) درجه عرض واقعشده است . اگر در حساب
جزءى يك خطایی پیش آمده باشد جزیره را بهمه حال در مابین (40) و (35) درجه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
