Machine transcription
- ( ١١٥ ) -
چند متروکسر است ازانرو به برابری قامت خوديك عصاچوبی بریده چوب راست
مذکور را به قدم پیمایش کرده بدست گرفت . هاربر نيزيك شاقوليكه عبارت از ربط
شدن يك سنكى بيك تاری بود با خود گرفته از پئ مهندس روان بود .
مهندس عصاچوبی را که در دست داشت بقدر دو قدم در زمین ریگزار کنار دریا
بخلانید . بواسطه شاقول عصا چوب رايك وضعيت مستقیمی که تماماً به افق عمود
باشد بداد . محلی که بر سر تپه منظره وسیعه بود از جائیکه حالا مهندس در انست پنجصد
قدم مسافه در پیش واقعه شده است .
مهندس بعد از انکه مسافه مذکور را پیمود. و عصاچوبرا بر زمین خلانید بر سر ریگها
راست در از کشید . و همچنین برسینه پس پس کشیده تا بجائیکه نوك عصا چوب ، و
چشمهایش ، وسرتپه یکجا برابر گردید ، یعنی خط شعاع نظرش از نوك عصا چوب
مرورکرده به تپه منتهی گرديديك وضعیتی گرفت که این وضعیت چنان بود که رویش
برزمین بود . واز نوك عصا چوب سرتپه را مشاهده میکرد . سیروس به هاربر گفت :
- آیا خودت از قواعد اولیه هندسه چیزی میدانی ؟
هاربر - يك كم و بیشی میدانم موسيو سميت .
مهندس - آیا بیاد می آری که خواص دو زاویه متساویه عبارت از چه میباشد ؟
هاربر - اضلاع متشابهه با یکدیگر متناسب است .
مهندس - آفرین اولاد ، حالا بنگر که من در پنجا دو عدد زاویه قائمه تشکیل کردم
که یکی بزرگ و دیگرش كوچك است . يك ضلع زاویه كوچك اين عصا چوب عمودی،
ضلع دیگر آن از نقطه بیخ عصا که بخاك فرورفته تا بچشم من خط مستقیمی که کشیده
شده است میباشد. آمدیم بر زاویه دوم که زاویه بزرگست : يك ضلع این زاویه بزرگ
این سنگلاخ عمودی ایست که آنرا پیمایش کردن میخواهیم . ضلع دیگر آن همان خطیست
که از بیخ سنگلاخ عمودی تا بچشم من کشیده شده است .
هاربر نعره خوشی زده گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
