Machine transcription
-( ۹۸ ) -
ژدہ دہ ئون - بلی هیچ شبهه نیست ؛ همچنین است .
مهندس - چون چنینست ساعت خود را بحال خودش بگذار بعقوبش هرگز دست
نزنید . چونکه این بما لازم میشود .
مرغ ترا بوغا ترا پانقروف يك کباب بسیار اعلایی کرده يك طعام بسیار مکملی
خوردند . شکار موجوده ئیکه در دست داشتند تمام شد . اما پانقروف از جمله هیچ
انديشناك نبود . زيرا ازين يك خاطر جمع بود که تا رسیدن بشمینه ها توپ اليت يك چیزی
بدست خواهد آورد . و با خود میگفت که : « از مهندس رجا کنم كه يك قدرى باروت ،
و تفنگ بساز دتا از ین مشکلات بی شکاری وار هیم . » عجب خیال خام! پانقروف دیوانه است!
در وقتیکه از سطح مایل حرکت میکردند سیروس سمیت رفیق خود شانرا بشمینه
ها از يك راه دیگری تکلیف نمود . مهندس میخواست که تالاب بسیار لطیفی را که از
بالا دیده بود از نزديك مشاهده نماید . لهذا بمهما ت و قرارده كنار يك نهر خوش جریان
براق کوچکی را گرفته روان شدند . این نهر همان نهریست که به تالاب میریزد . هیچ
شبهه نیست که سیا حانرا بصوب مقصود شان میرساند . در اثنای راه با همدیگر سخن زده
و اختلاط کرده میرفتند . اطراف جزیره را چاهها ئیکه رفقا بر انها نهاده بودند با دیگر
دند . پانقروف بکمال مسروريت میگفت :
— هاربر ! راههای جزیرۀ خود را خوب آموختیم . مثلا اگر راه تالاب غرانت
را بگیریم ، و یا از جنگل فاروست کنار نهر مرسی را بگیریم بهمه حال بمیدان منظره
وسیعه و از آنجا بکیرا نه جماهیر متفقه میرسیم .
رفقا اینرا هم در مابین خودشان قرار دادند كه تا يك مادۀ مهمی رو ندهد از همدیگر
خود هیچگاه جدا نشوند . در جزیره بسببیکه اثرهای قدم حیوانات درنده وحشیه
دیده شده از انرو به احتیاط حرکت کردن لازم است ، و برای آنکه نفس خودشانرا
از آنها مدافعه کنند همیشه یکجا بودن شان لازم است . در راه هاربر و پانقروف وتاب
توپ را به پیش روی خود انداخته پیشتر میروند . ژد ده ئون و مهندس از عقب شان می
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
