BrowseTuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr → page 167

Page 167

Tuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr · pages 1–258


Page image — the source of record

Scanned page 167 of Tuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr

Machine transcription

در بردن خاک توده موصوفه دست و پا میزند از مور پرسید کہ اے ضعیف این چه کارست کہ پیش رو گرفته و در امری که محال ست قدم نهاده مورضعیف زبان بیان کشاده گفت کہ مرا با یکی از قوم من سردوستی و محبت بکدلیست که مدام هوای وصالش در سر و آتش عشق ومحبتش در جگر واز سوز فراقش اناء الليل واطراف النهار آب دیده از دیده میربیم دیکدم زبان محبت بیان من از یادش خاموش واز دل بلبل بے نل و دست منزل من غمے عشقش فراموش نه لسان العشق لسان التضرع و الحكاية كالسان الجزع و الشكاية روح ١٢٠١ ح ۲ - و همواره تخم صداقت و محبتش در دل و دست منزل میکارم و فرمان آن مردم و سویدای دیده را از لوازم می پندارم فعلى العاشق المهجور ان يبكي من الم الفراق ديبا لغ في الوجد و الاشتياق لعل الله تعالى يزيل البين من البين ويجعله بعد غمه وهمه قرير العين ويرضى عنه كما رضى عن الابرار والمقربين ولا يسخط علیه ابد الابدین روح ۱۴۳۸- که من عاشق زار و شیدای بیقرار و پابنده با مید وصال دیدار اوبم بشابه که محبتش دل بقیل دوست منزل مراکه قد شغفها حبا شگافته و در رگ و ریشه آن ریشئه دوانده و یافته و او مرا بدین کار داشته و عهد محبت را بدین امر و شرط مشروط و بجای آوردن این امر محال مربوط و منوط نموده حکى ان عجوزا احضرت السوق قطعة غزل وقالت اكتبونى من مشترى يوسف عص حتى يوجد اسمى فى دفتر العشاق اللهم لا تحبنا عن جمالك و عنك واجعلنا من الفایزين بنوال وصالك منك روح ۱۴۲۰ و من شرط المحبة فناء المحب فى المحبة وبقائه في المحبوب قبل مجنون بنى عامر ما اسمك قال ليلى روح ۱۴۷۴ مرغ گفت کہ گمانے کہ بڑوہ بقدر آرزوی تو و گمائی که میکشی باندازه قوت بازوی تو نیست مور گفت کہ اسے مرغ زیرک و آگاہ درین امر محبت گواه من است و در راه محبت بقدم اول دل از خان و مان و روح و روان باید ۱ این آیت در رکوع آخر جزء ۱۲ که معنی سیاهی چشم که محل بصر است و مردمک تصغیر آن است و مردمک بنی سیاهی کوچک که در میان سیاهی چشم میباشد و مردمک آن را بدان گویند که صورتی کوچک بشکل آدمی در آن مینماید و ازین جهته در عربی آن را انسان یا ناگہ گویند و مردمک چشم را زان انسان گویند که بیننده را در آن شکل انسان در نظر میآید ۱۲ ۵ شت بفتح بمعنی اندو مگین و شیفته و بمعنی عاشق و مدهوش شدن ۱۲ شه بمعنی خشکی چشم یعنی شادمان شدن ۱۲ شه این آیت در ابتدا رکوع ۳ بعد از رکوع ثلث جز ۱۲ شه بمعنی چیزے بدست شده ۱۲ شد معنی چیزی آویخته شده ۱۲ع شه بفتح بمعنی شتن و ریسمان ۱۲ با شه بمعنی فیروزی یابنده گان و بخوبی رسیده گان ۲۰ ساله یعنی عطا ۱۲۱ م

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr, page 167. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0238/167 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0238/167
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record