Machine transcription
در بردن خاک توده موصوفه دست و پا میزند از مور پرسید کہ اے ضعیف این چه کارست کہ پیش
رو گرفته و در امری که محال ست قدم نهاده مورضعیف زبان بیان کشاده گفت کہ مرا با یکی
از قوم من سردوستی و محبت بکدلیست که مدام هوای وصالش در سر و آتش عشق ومحبتش در
جگر واز سوز فراقش اناء الليل واطراف النهار آب دیده از دیده میربیم دیکدم زبان محبت بیان
من از یادش خاموش واز دل بلبل بے نل و دست منزل من غمے عشقش فراموش نه لسان
العشق لسان التضرع و الحكاية كالسان الجزع و الشكاية روح ١٢٠١ ح ۲ - و همواره تخم صداقت
و محبتش در دل و دست منزل میکارم و فرمان آن مردم و سویدای دیده را از لوازم می پندارم
فعلى العاشق المهجور ان يبكي من الم الفراق ديبا لغ في الوجد و الاشتياق لعل الله تعالى يزيل البين
من البين ويجعله بعد غمه وهمه قرير العين ويرضى عنه كما رضى عن الابرار والمقربين ولا يسخط
علیه ابد الابدین روح ۱۴۳۸- که من عاشق زار و شیدای بیقرار و پابنده با مید وصال دیدار
اوبم بشابه که محبتش دل بقیل دوست منزل مراکه قد شغفها حبا شگافته و در رگ و ریشه آن ریشئه
دوانده و یافته و او مرا بدین کار داشته و عهد محبت را بدین امر و شرط مشروط و بجای آوردن
این امر محال مربوط و منوط نموده حکى ان عجوزا احضرت السوق قطعة غزل وقالت اكتبونى من
مشترى يوسف عص حتى يوجد اسمى فى دفتر العشاق اللهم لا تحبنا عن جمالك و عنك واجعلنا من
الفایزين بنوال وصالك منك روح ۱۴۲۰ و من شرط المحبة فناء المحب فى المحبة وبقائه في
المحبوب قبل مجنون بنى عامر ما اسمك قال ليلى روح ۱۴۷۴ مرغ گفت کہ گمانے کہ بڑوہ بقدر
آرزوی تو و گمائی که میکشی باندازه قوت بازوی تو نیست مور گفت کہ اسے مرغ زیرک و آگاہ
درین امر محبت گواه من است و در راه محبت بقدم اول دل از خان و مان و روح و روان باید
۱ این آیت در رکوع آخر جزء ۱۲ که معنی سیاهی چشم که محل بصر است و مردمک تصغیر آن است و مردمک بنی سیاهی کوچک که در میان سیاهی چشم میباشد
و مردمک آن را بدان گویند که صورتی کوچک بشکل آدمی در آن مینماید و ازین جهته در عربی آن را انسان یا ناگہ گویند و مردمک چشم را زان انسان
گویند که بیننده را در آن شکل انسان در نظر میآید ۱۲ ۵ شت بفتح بمعنی اندو مگین و شیفته و بمعنی عاشق و مدهوش شدن ۱۲ شه بمعنی
خشکی چشم یعنی شادمان شدن ۱۲ شه این آیت در ابتدا رکوع ۳ بعد از رکوع ثلث جز ۱۲ شه بمعنی چیزے بدست شده ۱۲ شد معنی چیزی
آویخته شده ۱۲ع شه بفتح بمعنی شتن و ریسمان ۱۲ با شه بمعنی فیروزی یابنده گان و بخوبی رسیده گان ۲۰ ساله یعنی عطا ۱۲۱ م
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
