Machine transcription
خامۀ دوزبان و سعی فلایش پیوسته شش پیازو دانستم این حرف را پوشیده نتوانستم
عبارت سماء که اسمش سمای معنی لفظ معمای کیمیا و عنقا باد چون آن حرف را دیدم صرصرسا
گشت برنده که محرف بچاک زخم قلم خورده دستمانی شد تبرکه راست سپر دافع نقطه نداده
و در باز از روی میدان صفحه برد اگر در خانه کس است یک حرف بس است درین بگرام
از گلزار طبع بهار آغوش چمن طرازی گلهای معانی سبد بک کل کل شکفته دو غزل برهم
ره آورد بحضور نوشته فرستادم امید که پسند خاطر ارجمندش گردد پس بس
رقعه بجیه نسبت به بعضی از شاعران هندوستان نویسته شد
طرزي افغان کف دست ندامت میاید و لب افسوس میخاید بر پستی طبع کمان پشت
کش پی بسته بریده چله اش که گوشه حریفان همرزمان و مارمی فطرت خدنگ کج کوبران
بی پیکان شاعران زمان که ناوک زمین دوز خیال شان چون تیر پای خاکی دم سوخته کم
نفس و در روی هدف مضمون بی نشان پهلو میخورد د کند فکر کوتاه برچین حلقهای مارسیا
از سستی بازو امائی بازوی شان تا کردن صید عنقای معنی کم نامی رهبردانگی
تهمتن رستم توآن بردار تا میدان جوانمردی داری کما تا در صف ارائی مفتقر
از خود گذشتن مصاف نیستی مکان توجه توجهی را بزه از جان گستن گره رده د عهد
راست رو استقامت روز بازوی پایه داری و قوت شست همت سخت کشان
از مهره پشت اشکبوس مستی آسان گذراند و کمند در از دست پرتاب شست خم مصور
جاذبه را بگردن کاموس کشانی بی نشانی زود اندازد و کشان کشان تابش روی لگر
موجودات رساند و خاقان کجکلا و خود بین خودی را بیک با دست بیخودی از سرو
کردن فیل پندار بر پیچ و تاب طناب معدومی بچا کی بربند دو دیولا و دند رنجیر مقدرد
آمد راحت بیا بر پیدائی را بر روی خاک نیستی زده پشت پهلویش خورد شکند و رخش
همت را ازین هفت خندق جهان کردان بسان هفت خوان جهان پهلوان آسان بیان
کابلدس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
