Machine transcription
۶۹۵
حال را همراهی کنند تا احوال مضارع چون زمان ماضی باستقبال آید زبانه
کینه پردازی منحصر در آن رموزدان اسرار صعود و هبوط سر مایه آسمان فطانت
عین تا رفعه که از جناب سردار شیرعلی خان تعمیه چای خواسته بود در کراچی ادائی است
از حضور صاحب معظم خود چیزی میخواهم که سه حرف است : و هر سه حرف آن بر عدد
ده هیچ ر درجه پای برتری بالا نهاده است : حرف اول آن این موالید ثلاثه بپای
بر چهار عنصر مقدم افتاده : و پنج پنج شترات خمسه چهل مایه این سینی را بی خردی
و کاه یکحرف تهجی حساب آموز سرامد جد ابجد با حروف جمل ابجدست : وقت شیخه عالم
کون و فساد بمرد عمده و تاج سر افزازی عالم امکان : و افسر سرداری جهان جهات
و حرف دوم آن چون دل صداقت تیغ آخته بر میان منافق زده و از پای برکنده : و
شمشیر آسمان آسا اضداد اشد ار را در مزاج آتش خوی را در افکنده : و از قامت است قامت
بار جا در دل چاه مانند شاه شت : و اگر سپس سر در بر فرق افتاب عالمتاب گوش
جناب آسمان قباب شکند : حرف سوم آن پای همت در اغوش نیم میم و سریر
بی پایان افشرده : و قلب تیغ را در میان عین خیل حبش سپر شیر مک درین شیار
مهم ودیعت نهاده : جای آن دارد که بر پای رنگینی معانی پوشیده اش در در تحسین
علانیه و گوهر آفرین اشکار نثار فرمایند
رقعه تخجه غلامسراج الدین مکلمس مرقوم
خداوندان دانش اند که دست سر بی که بافته اند چون کومه در بحر عرق انفعال
بخود در فته در پای شعور و غرفه محیط بی آبرو نیست : و صاحبان جیش اندک مرک
پای که خورده اند بسان دانه اشک چشم یتیمان بگرداب بی سروپائی سرنگون و
بسیلاب خجالت گریبان گیر دامان فناد اگر گردش چشم حسرت نگاه بمصیبت
رسید کان محل ندامت توام مردمان دیده را چون غمزدگان سیه پوش نسازد و هستی را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
