Machine transcription
۶۵۴
از دست که میکنی شکایت کس این نکند بعشق والله
بس کن زجفا و گرنه روز حاکم بدهم نعوذ بالله
گیرم ره و رسم بی وفائی وزخاک درت کنم جدائی
بند سوم
تا شد بغم تو مبتلا دل افتاد بدام صد بلا دل
پیش تو چگویم ای پری روی کز دست تو کشته جفا دل
بیگانه شد از جهان بکلی تا شد بسگ تو آشنا دل
رفت از برم ارجفا ندانم در دل دارد و چه مدعا دل
عمریست بجان به پروریدم گردید آخر ز من جدا دل
اکنون بره ایدن ندارد ورزلف تو تا نمود جادل
بخرام که پیش سروقدت جان افشانم کنم فدا دل
گیرم که بدوریت بسازم کو صبر و چه طاقت و کجا دل
خوش حرمت بیدلان نمود روی تو سپید مرحبا دل
تا چند بریزی آب رویم یارب نرسد بمدعا دل
در دل دارم که هیچو جرزا گر از تو نگرددم دو اول
گیرم ره و رسم بی وفائی وز خاک درت کنم جدائی
بند چهارم
از هجر تو ای نگار گلرنگ تاکی باشم چو غنچه دل تنگ
افتاده بزیر بار محنت چون دانه بزیر آسیا سنگ
بارغم هجر کوه و من کاه سر منزل وصل دور و من لنگ
از ناله تنم ضعیف چون نا در غصه قدم خمیده چون چنگ
برینم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
