Machine transcription
۶۱۱
مخمس بغزل کلیم گفته
هر که ز من آن نوش لب لعل خندان بگذرد
بیمردم چشم ترم ارگر به طوفان بگذرد
در عشق او از جسم من سهلست گر جان بگذرد
دل را کی آن طاقت بود کز لعل جانان بگذرد
با بیکجان لب تشنگی از آب حیوان بگذرد
در عشقت ای شیرین دهان هر چند فریاد دم زد
از حسرت لعل لبت جان دادم و شاد دم زد
از ذوق در دام غمت من خود بیفتادم فرو
هجر ترا من بد بخود هر گز نمیدادم فرو
آتش به خود دراکند چون نیستان بگذرد
از بس زتاب عشق تو بر خویشتن پیچیده ام
برآتش رخساره ات چون موی آتش دیده ام
از بسکه در خون جگر مانند گل غلطیده ام
هر کس که بیند حال من داند که هجران دیده ام
ار بی قرابی ظاهر است آنجا که طوفان بگذرد
از بس مژگان ریختم در گلستان خون جگر
هر خار دیوار چمن دارد گل رنگین ببر
از حال چشم خون فشان ابدال چه میپرسی خبر
مینو سر شکم در کنار از بسکه ریز چشم تر
گر بشنوی زامان من آب از گریبان بگذرد
از آتش لعل لبت دل در برم بگداخته
و ان نرگس مستت محمود کشور جان تاخته
بی فری دل هر نفس با آه و افغان ساخته
هر موی بر اعضای من گو کو زبان افراخته
هر گه که در دل یاد آن سرو خرامان بگذرد
گفتم چودیدم آن قن کین است چاه رو در رو
دل گفت ما را سوی او بنمای راه پر رو
در شام زلفش کرده ام زان چاه رو یے
خواهم شب روز نوی خورشید ماه رو
کین تیره روز بهار در شبها هجران بگذرد
از بس بیاد آن دهن باروز با هم گفتگو
فریاد وافغان میکنم مانند چنگم مو بمو
با بند ای شیرین دهان کوئ که حال دل نکو
از حال دل اگه نیم لیک اینقدر دانم که تو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
