Machine transcription
سد گره از خم زلف تو بکارم افتاد
ترک چشمت بدلم ناوک بیداد کشاد
دل مدام تو همین نکته مرا داد بیاد
سخت میرنجم و جفاجوت بمن ان صیاد
ترسم از راه ستم نا گهح ازاد کند
کس چو دل در خم جانانه بریدن شمع
دیگری بیخودی مستانه نگرید بجر شمع
بر مرار دل پروانه نگریمد بجز شمع
کس بسوز دل پروانه نگرید جز شمع
خیر شبر من که فغان بر سر فریاد کند
سرسر کار جهان حمله چوبی بنیاد است
خرم انکس که زشادی و غمش ازاد است
طپش بال نفس را همه این فریاد است
زندگی چون بحقیقت نگری بر باد است
خاک بر فرق کسی کو طمع از باد کند
گوش کن گر همه فریاد جرس باشد بس
چشم رحمت کشا گر همه خس باشد بس
وام در راه دلت تار نفس باشد بس
جای استی بجهان کنج قفس باشد بس
مرغ دل زان بهوس خانه صیاد کند
شده در کفر و و زلف سیرت بانجی
گرد سندی خطت کشته مسلمان مچی
نه همین غم شده اندر دل این حیران جمیع
استخوان گشته کدورت کم یاران جمیع
که مکدر شود انکس که مرا یاد کند
بر دلم جور زمان تیر ستم فشاند
ہم ز بیداد بجان ناوک غم بنشاند
نیست یاری که ز دل دردو الم بشناند
نیست اهی که کسی اتش غم بنشاند
نیست خاکی که کسی بر سر خود باد کند
ای عزیزان سخن دوست قدم کردن و چون
که برون از لب حجو در سخنت جور کنون
غنچه سان جان دل صد پاره نسازم حون
نقد بار از کف طرر اکنون بیرون
رو بایران عراق و ری بغداد کند
طرز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
