Machine transcription
۶۰۹
چو مار غمزده پیچد بنفشه اندر پوست در ان چمن که نسیمی وزد ز طره دوست
چه جای مفرحدن ماغبای ما ماریت
بجور یار دل زار من چه ازاری که هیچ منفعتی نیست در دل ازاری
بکنجکاوی قد خود سرم تو مگذار بر استان تو مشکل توان رسید اری
عروج بر فلک دلبری بدشوار است
زمستی من بیدل نه باده و جام است که هر چه هست لعل لب دلار است
زطره هاشم زلفت هزار جا دام است خیال زلف تو پختن نه کار هر خام است
که زیر سلسله رفتن طریق عیاریست
دلا ز ناوک بیداد آن پری مکریز اگرچه بر سرت آرد هزار رستاخیز
سخن ز توبه مکن هیچ آب دیده مریز بسته اند در توبه حالیا بر خیز
که نوبه وقت گل از عاشقی نوبیکار است
خوش آن شبی که برخ خود بیات بالیدم زشوق روی تو چون گل بپوش بالیدم
بکام دل همه شب بوسه از لبت چیدم سحر کرشمه وصلت بخواب میدیدم
زهی مراتب خوابی که به زبیدار است
گذر ز دهر دغا بر در کهن حافظ بگیر دامن ان سرو مار بن حافظ
بنوش باش چوطنزی مکن سخن حافظ دیشب ناله میاد ار ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم ازار است
ایضا مخمس بر غزل جود کفته
در غمت میگد دلم ناله و فریاد کند رخنه اندر جگر بیضه فولاد کند
دل صد پاره زغم این سخن ایجاد کند نرگس مست تو چون دست ببیداد کند
یک مژه کار دو صد خنجر فولاد کند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
