Machine transcription
درمیان من و دلدار چها گذشته است ای حسن چه کردی دل خونین مرا
چرخ پیش نظر همت مردانه بود کهنه غربال پر از خاک شگسته است
طبع ممسک نه خشک با خد مال است میکند جذب چو در آب گذاری نما
هوش کن تا دل ممسک نشار گرت سنگ از دل حاسد نبود یک کله
نتوانی رهی کرو نفس را از کف هر نفس سوی فنا میت سراغ عله
از همره شد و هرزه ما باید جست دل ازاده بود آینه نیک و بد
مهیامار جهان راهنما افتاد است نیست دیو جهالات تو دامی و ددی
تا که مرغ دل بیچاره نیفتد در دام بگذر از دانه خال و خط گیسو ردی
رخش از پرده هر برگ عیان جلوه کند گر نبینی چکنم چشم تو دارد رمد
یکعنان تاب بکنگره عرش رسی طرزی کردار ہی از ظلمت جسم و جسد
از طبع خود در قندهار گفته
ساقی بیا که موسم جامست وقت دی خرگاه کرم مرغ کبا بست با دی
با سردی هوا که دم گرم بسته یخ از تاب می نشسته برخسار یاس خو
ساقی بیار باده که گرما ذوق است جمشید کی گذشته و کاوس بودی
برجام چرخ سنگ ستم گر بخف رسد مینا پر شراب صراحی پر دی
تا بارست گرد و در ندان شود خرام ساقی بگیر ساغر و مطرب نوای دی
با یکشم معرفت عاشقان راز دنیا به نیم خر دل و عقبی بهیچ دی
با همت بلند و باین طبع بی طمع باشد بخشم من چوگدا پادشاه دی
دنیا بجای شهد بجاست کند شرنگ طرزی مخور فریب فسونهای کرد
در روش بیدل کراچی گفته
ز نور جلوه اش از خود بپا نیمرم بالی من و اینه حیرت نگار رنگ تمثالی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
