Machine transcription
۵۳۵
نهال خنده در گلزار صحبت ریشها دارد
نوید همزه آفت در زمین کنج خاموشی
مجو همجشم من پیش خاک عبرت میزنم گردی
زجیب نیستی خود را اگر یک ذره بنمائی
محیط هستی امواج طوفان فنا دارد
مزن تاسیتوانی ای حباب بحر پیدا
بغیر از فضل حق شیشه را صرفی نمیباشد
پریزا د صور در جلوه آرد چرخ مینائی
دلم را هم دو تا یاد خیال ما و من دارد
نه تنها قامتم طرزی خمید از بار یکتائی
در روش بیدل در کراچی محمه
اگر یک نفسی از جگر ریش بر آید
صد قافله از هستی خود پیش بر آید
در خسته دلانرا اثر طبع خدا داد
چون شانهگنی مو درویش برآید
صد مرحله هستی بپسر گشت گذاری
گر یک دو دمی چون نفس از خویش برآید
چون شان عمل در سد و حفظ مراتب
گر خود نکی پوش شوی نیش برآید
در بحر کرم اسم و سمائی کهر باش
چون قطره اگر از کم و از بیش برآید
خودداری ما جیب بر بت سنگ نشان
در بر دعو می کر کی از خویش برآید
تا نگرد حرش صد ناب کندت
چون ناله گرا ز طبع هم خویش برآید
گر کوس اقبال براشی به بلندی
گر گرد دل خاطر در ویش برآید
طرزی الم در و نه بینی که چومرهم
گر گرد دوای جگر ریش برآید
بر طبق بیدل در کابل گفته
بیاد طره اش اندل کشیدم جیب جانها
فلک سوختم تا کهکشان همچون مرنجانم
گام در رهگذران خال مشکین دلارایش
بسان زنگی مستی که باشد بر لب جای
مقصود حاصل بر ندارد. گریه کوشیدم
مگر آنهم نماید روی ما نمر منزل در آیا
بیرس از آه گرم چشم پر اشکم نرخ زردم
که دارم بر جگر چون شمع محفل داغ جانگا
سینی نخی دارم طمید است پردازم
بیایش نقد جان بازم نگاری گر کند کا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
