Machine transcription
۵٣١
آه کی حزاب از غم دنیا شود یکی
مانند غول بادیه پیما شود کسی
امدل چوشد باش سحر رو در خرام
تاکی شیشه قید چو صهبا شود کسی
تارکدلی نمیخرد ایام دم مزن
باید درین زمانه چوخارا شود کسی
جز زخم سینه چاک جگر حاصلش چیست
همچون قلنز بهر چه گویا شود کسی
از قسمت ازل نبرد بیش نیم جو
گرشکول چو غنچه صحرا شود کسی
هر چند بوی مشک رود دور بهتر است
باشد کمال عشق چو رسوا شود کسی
همچون فوج بخنده کشاید دولب مدام
گرزانکه اخگر یز چوسینا شود کسی
تک حسن که هر در دو جهان نیست رونما
کوری ماست بهر چه مبینا شود کسی
جای که قدر عالم و جاهل بود یکی
خونش گروست که دانا شود کسی
طرزی نشین ز پای که صائب بمانه گفت
تا کی غبار دامن صحرا شود کسی
از طبع خود در قند هار گفته
گل بباغ آمد و شد موسم دی
ساقی از لطف بده ساغری
گوشت مبل سحاب دفت و چنگ
ساغر باده بنوشان بی می
جام می نوش نصیحت بنیوش
که نه خسر و نه بجهان ماند نه کی
ساقی باده رخ از بهر خدا
سوز جان دلم از آتش می
سینه از ناله کنم چاک چو چنگ
گر دمی لب نهی برلب نی
بگه می ریخت بسا جام شب
گر دطی ساقی ماه قری
دوش طرزی ز سر مستی گفت
کمترین بنده ما حاتم طی
جواب سلمان در قندهار گفته
مست از خانه برون ای و بیمار آساستی
باده ناب که مردم ز خمار آساستی
ساغر چند پیابی دهم از بهر خدا
تا بنوشم بخیال رخ یار آساستی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
