Machine transcription
از پنجه سیمین ول خویشتن خود آخر
چون شیشه می از بغل سنگ برآرم
گر حرف زبان راست شود با سخن دل
صد صوت پر از نغمه ازین چنگ برآرم
تا قصه دور وم نشود حرف مخالف
این نغمه ندانم بچه آهنگ برآرم
چون آین اگر تقدم از خود گذرم پیش
شاید که دل از زحمت فرسنگ برآرم
رنگین شده از بسکه بیاد تو دل من
زین باغچه یک گل بصد رنگ برآرم
گر بگذری از نیک و بد خلق چو طرزی
بی صلح دل از عرصه هر جنگ برآرم
بر طبق بیدل در قندهار گفته
صدای عشرت سازم نوای بار محقورم
تبسمهای زخم خندهای داغ ناسورم
درین خمخانه همچون می بیاد چشم مخمورم
خمار نشاءم موج شراب چشم انگورم
ز بس محوم نیرنگی بیاد جلوۀ حسنش
گهی چون باده ام ظاهر گهی چون نشئه مستورم
گهی بالا و گهی دورم گهی آصف گهی مورم
صفای پرتو نورم شرار شعله طورم
گداز آتش سنگم نوای نغمه چنگم
اگر گویم که میرنجم باین گفتار معذورم
شرارم نشئهام موجم خمارم بیخود پیمانم
خروشم نالهام چشم خونپیمای رنجورم
درین بازار پر غوغا بسودای تن آسان
بچنگ حرص پابندم بدست نفس مجبورم
گهی صلحم گهی جنگم نمیدانم چه آهنگم
بیدهای رنگم حیف باریهای مخمورم
بچشم کم مبین بر حال زار ناتوان من
که گر چون ذره ام پنهان ولی بسیار مشهورم
ز تلخی دل بجان آمد ز شیرینی لبم سوزد
هزاران نیش با نوشم نکوئی شان بدستورم
ز هوش بیخودی نزم بار بگوید
سخن خرمی کو ساقی که من بیمار مخمورم
جواب محمد امین جان عندلیب مخلص گفته
گاهی که من بیاد تو از خویش میروم
خود را ز خود بدوش خرقه دار خود میبرم
زان می روم بکوی خراباتیان زار
پیراهن صبوری ناموس میدرم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
