Machine transcription
۴۳۳
در دکان انسا بربوی سودا کاطس هیچونمکت رفته بردوشم جو اسامان شکست
تا بکین جلوه اش طرزی رساند خویش را خون حسرت بشکست میکرو در مغز جان شکست
بروش بیدل در دلی کله
زنبس رنگ تعلق شدید دالم جنگ چو اشک شنم کل خون من چکیده زنگ
زنیکه ستی اودام وحشت آهنگ است چورنگ باد پر رفته از صدای ترنک
چنان بتبا رنفس عاشقی زند مضر اب که میسا پچون کا هم بریده نغمه چنگ
زمانمان رکین او به تنیم زد چو کل زنم والم جای خون ترا و در رنگ
سوی او نتوان کل ز روی بازی زد که داشت نکت کرانی بر و چو بر کل رنگ
زیر به نیر شش مد و مشو غافل ز عاجزی چو کند پشت خم کمان پینک
زبان شکوه کجا کر سرم جدا سازی صدا کره شده چونی مرا بسینه تنک
چنان رسیده روم چون شر در شورجنون کرده نازی ما را عنان کن یک
مرا چه حاجت بیام نامه قاصد که پیک شکر ندارد غم ره و فرسنگ
از ان جو کوه بر اندوه جان کمر بستم که دل کرانی من بسته بر کریبان سنگ
ز طبع نفس کل انداز می بیب دامان شدت صحن چمن همچو کارگاه دو رنگ
ازان و صف کفت کاغذم حنائی شد رواست دست توامروز کل بچه یک
ز طبع نازک طرزی بید باغ مپرس که داشت شیشه ماشکوه از صدائی نک
ردیف التلام دیوان طرزی صاحب افغان
بر طرز بیدل در قند بار کله
ای لعل لبت چاشنی خوان تغافل میر خنده تو شور نمکدان تغافل
رفتم بخیال تو برنکی که بسان مرکت خاکم نشود شرمه مژگان تغافل
مژگان چوکشائی زبی خواب فرا موش چشمت شکند رونق دکان تغافل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
