Machine transcription
۴۲۲
بر جگر کر شرر و یکبار شد یکریان
کر کر د صد جا نباشد پیچ پروائی خنک
چون بلای آسمان سیر بدار نا لا سر
نیست تنها ستر و بالین پر جای خنک
این سخن طرزی کو در پیش این طبعتان
تا نپندار د جمعیت را رهای خنک
جواب صائب در کابل گفته
کر نگہت گیسوی تو ایجا د کند مشک
دامان صبا را ختن آباد کند مشک
در بوی خم زلف تو ار د بخنتن باد
صد نا فه ره آورد صبا با د کند مشک
در ناف غزالان ختن آب خورد خون
کر چین خم زلف ترا یاد کند مشک
تا نکہت چین سر زلف تو کند صید
دام از خم گیسوی پر یزاد کند مشک
در چین اکر از نکهت زلف تو زنم دم
بدبو چو کل شمع دم با د کند شک
کر صورت چین خم زلف تو نویسد
بر صفحه رقم خامه صد ایجاد کند مشک
خون مشک شود مشک دو خون کشورتجات
کر چین خم زلف ترا یاد کند مشک
کر جلوه کند زلف تو از شرم رخ خود
در چشم نهان تر ز پریزاد کند مشک
من نام ختن را بخطا با زنکیم
با زلف تو طرزی ز چه رو یاد کند مشک
من اشعاره
کر خطش را شد خطا اردست هندستانت
زلف او صد چین د ما چین میدهد با د ان شک
ز آتش رشک خطش از بس دماغ نافه سو
بوی خون آید برون از سینه بر یان مشک
همچو بوی نافه در ناف غزالان ختن
شد سفید از انتظار طره اش کا ن مشک
بر بازار سودای سر زلف کجش
غیر خون دل متاعی نیست در دکان مشک
از حیای سبز خط سفته پر درویش
در بیاض نافه شد پنهان خط ریحان مشک
در تمنای تماشای خطش از روی شوق
سیر در ناف آهو دیده حیران مشک
بسکه ناف نافه شد خونین زرشک طره اش
جای نکهت خون چکد از جیب ناز دامان مشک
در دکان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
