Machine transcription
من بی تو نصب میکنم جانرا غم شکربان جان شیرین میدهد فرهاد براد ار فراق
ناله دارد سینه بندم کوئی استاد ازل همچونی کل وجودم کرد ایجاد از فراق
چون سپند از اتش هجران کنم شرم فغان بسکه طرزی کرده ام تسلیم فریاد از فراق
از طبع خود در قندهار گفته
تا دیده شد زحسرت لعلت بخون غریق طفل سرشک من بکف آرد در و عقیق
این دم که جز دشمنی الفت ندید کس بامات همچو سایه غم عشق تو رفیق
از دور وعده آمده اکنون بجان دلم ساقی بکام ریز مرا باده رحیق
با شره جان ستانده و الطف جان دهد عیسی کجاست تا که بیاموزد این طریق
پر خون چو غنچه هر سخنت سفت در لب راه و هان تنگ تواند بیکه بست ضیق
رحمت بمهربان نه نامهربان چود بمهر ماه من نشود کسب کینه شفیق
ای نامدار چرخ بدست تو با مران بهر نجات طرزی بی تحفه عونق
ردیف الکاف دیوان طرزی صاحب افغان
از طبع خود در قندهار گفته
از دست تو ای شوخ جفا پیشه بیباک که آه شرر بار کنم تخانها چاک
اول سپه شوق تو بر کشور جان تاخت نگرفت شه عشق توران پیش دل غمناک
مرهم نه دیچه من سینه چاکم این زخم حبیب است گذار چنین باک
هر صوت که ساز نشود از لب خیار زان صوت و صدا نغمه همان میکند در درها
زاہد تو وسجاده و تسبیح مرقع ما و می درین خه و آن در که و آن ها
بگشای تو این دیده حق بین ونظر کن کین خاکدرس که و عالمیست اقال
طرزی چور و دسوی عدم از می روشن شوید و کفن پیش بدہ پر مغان باک
بر روش حافظ در قندهار گفته
روزه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
