Machine transcription
گل مقابس غنچه تصویر حیرت شد زبان نالهام برداشت نازگین نواهای
بهار خامشی گلهای شهرت در بغل دارد قلم شد چون قلم آوازهام از بیصداهای
گلزاری که باد گلشن حسن گذر دارد چو کشت غنچه میرنگ انیس رنگ صدهای
براه عجز بخراهم درو بیدست و پا نمی زن که تا خورشید شینم را برد بیدست و پاهای
نباشد خود نما پنهان وضع حیرت اندودم که در شش گیر گردون هم کم خود نماهای
بیاد بوسه پای نگارین کسی طرزی سراپا خاک گشتم آخر از بس جبهه ساهای
جواب ناصر علی
برندان غش کردم زبس فریاد یاربها بگردون پر رخون گردید چون تبخاله کوکبها
زبس جوش لطافت میزند لبهای میگونش شود نیلی چو نیلوفر ز عکس بوسه آن لبها
ز شرم سائم در کوی نومیدی چه میپرسی که در طبع کریمان چون عرق شد آب مطلبها
زبس در شعلهٔ شوقش بجان شمع میسوزم عرق بر چهرهام اخگر شود از گرمی تبها
کواکب میطپد همچون سپند از جوش بیابی کشیدم آو گرم از بس بیاد آتش دل شبها
زبس شوخی رواج از طفل بازی کوشش می بارد معلم همچون سبکانه بازی مکتبها
بیاد یار زلفش سکته بر خود هر زمان پیچم خلاصه موی براندام من چون نیش عقربها
بیاد بوسه لعل لبش در بزم میخواران ز حسرت غنچه جام می تهی گردند قالبها
زیس دو دل طرازی رود تا آسمان شیب چو اشک از چشم گردون بر زمین افتاد کوکبها
جواب صائب
زہی پر حسرت بیدانت کام عشرتها بیابان مرک صحرای تمنای تو فکرتها
طراز دامن حسن تبولت ذیل عزتها ز چشم افتاده لطفت غبار پای ذلتها
ز شوخیهای حسن نیرنگ جلوه پردازش ز بیتابی چو سیماب است در آئینه جوهرها
بیاد بوسه لعلت تمنای تهی مغزم چو جام می کشد خمیازه در آغوش حسرتها
بتا راز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
